در این مقالهٔ صوتی، دربارهٔ این موارد صحبت کرده‌ام:

  • چرا وقتی از این می‌گوییم که «چگونه امکان دارد که حال ما، فارغ از شرایط بیرونی، خوب باشد؟!» در حقیقت صلاحیت پرسیدن این سوال را نداریم؟
  • چرا وجود ما همچون چراغ‌قوه‌ای است که باتری‌های آن مدت‌هاست شارژ نشده‌اند؟
  • اگر باتری‌های درون ما شارژ شود، چه اتفاقی می‌افتد؟
  • چگونه می‌توانیم چراغ‌قوهٔ درونمان را روشن نگه داریم؟
  • و…

این مقالهٔ صوتی را همین جا گوش کنید:

دانلود فایل صوتی

متن پیاده‌شدهٔ فایل صوتی:

سلام به شما دوستان عزیز هدفمند و ارزش آفرین علی اکبر قزوینی هستم نویسنده و بنیانگذار آکادمی رویاسازی یکی از سوالاتی که خیلی از شما دوستان می‌پرسید این هستش که آیا میشه فارغ از شرایط شاد بود یعنی چطور میشه فارغ از شرایط شاد بود وقتی که دلار نوسان پیدا میکنه قیمتش بالا میره وقتی که فلان کالا گرون میشه وقتی فلان اتفاقاتی میفته که موجب میشه به هر حال سختی و دشواری بر ما حاصل بشه چطور میشه اینها را ندید گرفت و شاد بود و حال خود رو با اتفاقات بیرونی پیوند نزد و در این فایل صوتی می‌خواهم یک مقدار راجع به این موضوع صحبت بکنیم و این موضوع رو تشریح بکنیم در حد مقدورات این فایل صوتی کوتاه.

ببینید دوستان ذهنی که میپرسه آیا میشه فارغ از شرایط بیرونی شاد بود یا چطور میشه فارغ از اینکه چه اتفاقی داره میفته شاد بود این ذهن صلاحیت پرسیدن این سوال رو نداره چی شد این ذهن صلاحیت پرسیدن این سوال رو نداره چرا. چون در جایگاه غلطی ایستاده چون به تعبیری نابینا هست تصویر رو کامل نمیبینه میگه از هر طرف که رفتم جز وحشتم نی افزود زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت این ذهنیه که سالها و سالها و سالها شرطی شده برای اینکه خوشحالی خودش رو از بیرون بجویه از بیرون دنبال کنه به خاطر تربیت به خاطر آموزش به خاطر هم صحبت‌هایی که داشته به خاطر دوستان آشنایان فرهنگ رسانه‌ها. به خاطر همه اینها کاندیشن شده شرطی شده و به شکل غلط شرطی شده انگار کامپیوتری باشه که یک ویروسی مدت‌هاست در اون جا خشک کرده و این ویروس یک سری از عملکردهای این کامپیوتر رو کلاً تحت تاثیر قرار داده این کامپیوتر دیگه به حالت طبیعی رفتار نمیکنه و این رفتار غلط و این رفتار اشتباه رو رفتار طبیعی می‌دونه دوستان خیلی از ما اینو طبیعی میدونیم که خوب آره دلار میره بالا ما باید ناراحت بشیم یا فروش مثلاً کم میشه ما باید ناراحت بشیم فروش زیاد میشه باید خوشحال بشیم. اگه یکی عاشقمون شد خوشحال بشیم اگر کسی ما رو دوست نداشت حالمون بد بشه تماماً مصداق‌های بیرونی مصداق‌های خوشحالی رو تماماً بیرون از خودمون دنبال می‌کنیم تماماً و تماماً برای خوشحالی خودمون در پی اتفاقات بیرونی هستیم در پی تغییری در بیرون هستیم و اون بیرون یه مدتی موقت ما رو خوشحال میکنه یا ناراحت میکنه و این نوسانات کلاً زندگی ما رو وارد ساحتی میکنه که ما هیچ موقع نمیتونیم یک رضایتمندی و خوشحالی عمیق رو تجربه بکنیم.

اما می‌خوام نگرش این ذهن رو تغییر بدم یعنی اینو ببرم یه جای دیگه‌ای به یه شکل دیگه‌ای به این تصویر نگاه بکنه یه مثال می‌خوام بزنم فرض کنید دوستان عزیز هر کدوم از ما یک چراغ قوه هستیم شما یک چراغ قوه هستید این چراغ قوه برای اینکه نورافشانی بکنه آیا نیازمند چیزی از بیرون هست آیا نیازمنده نوری از بیرون هست نه فقط کافیه که. باتری شارژ داخلش باشه یا اگه باتری شارژی داره این باتری شارژ بشه دیگه بیرون هر چقدر هم تاریک باشه هر چقدر هم ظلمات باشه این از درون شارژه و نورافشانی میکنه نه تنها تاریکی بیرون این چراغ قوه رو تاریک نمیکنه که برعکس نور این چراغ قوه تاریکی رو از میان برمی‌داره روشن میکنه و من و شما هر کدوم یه چراغ قوه هستیم برای اینکه روشن باشیم برای اینکه نورافشان باشیم هیچ نیازی به هیچ عامل بیرونی نداریم تماماً همه چیز در درون ما هست. منتها این باتری از بس که مدت‌ها استفاده نشده تمام شارژش خالی شده دی شارژ شده شاید اصلاً نیازمند تعویض باشه این باتریه اون مواد شیمیایی داخلش ممکنه که فاسد شده باشه ولی به محض اینکه این باتری تعویض بشه به محض اینکه این باتری شارژ بشه بیرون هر اتفاقی بیفته هر چقدر تاریک باشه این دیگه از درون شارژه بدون هیچ عامل بیرونی روشنه نورافشانی می‌کنه و ما می‌تونیم دوباره برگردیم به این سطح و ساحت. می‌تونیم برگردیم به این حالت باتری درونمون رو می‌تونیم وصل کنیم به اون منبع لایزال و تمام نشدنی فراوانی در این عالم هستی و همیشه شارژ باشیم همیشه نورافشان باشیم همیشه حالمون خوب باشه همیشه پر از انگیزه و شور و شوق باشیم جوری که دیگران وقتی ما رو می‌بینند به شوخی بگن چی داری می‌زنی که انقدر تو خوشحالی چی‌کار می‌کنی انقدر انرژی داری چجوری این همه انگیزه داری چطوری این خبرا بر تو تأثیر نمی‌ذاره.

مثلاً فرض کنید شما یه فروشنده باشید یه کسب و کاری داشته باشید به هر نحوی در کار فروش باشید حتما مشاهده کردید تو این چند ماه به خاطر اینکه در واقع این نوسانات این گرانی‌ها ذهن مردم رو مغشوش کرده طبیعتاً اون انگیزه مردم برای خرید کمتر شده کمتر میان برای خرید دیرتر خرید می‌کنند سخت‌تر متقاعد میشن حالا یا فروشنده‌ای که باتری درون شارژ نیست و مدام وصل به اتفاقات بیرون. چیکار میکنه وقتی میبینه که فروش‌ها کم میشه مشتری‌ها کم میشه متقاعد کردن مردم برای اینکه بخرن سخت‌تر میشه میگه آقا مردم که نمی‌خرن یعنی به خاطر اتفاقات بیرونی یعنی رفتار مشتری‌ها حالش میاد پایین انرژیش کم میشه نمیخرن که فردا صبح دیرتر سر مغازش میره با شوق کمتری با مشتری‌هاش صحبت میکنه اگر قراره بازاریابی انجام بده تبلیغاتی اطلاع رسانی محتوای قراره تولید بکنه اینها رو کمتر میکنه چون میگه آقا من تلاش بکنم اینا که نمیخرن که. اینا که هر کارشون بکنی که انگار مثلاً داری با دیوار صحبت می کنی نتیجتاً چی میشه میفته توی دایره منفی رفتار مشتری اتفاق بیرونی موجب رفتار این میشه این دوتا همدیگر را تقویت می‌کنند و نتیجه‌اش چیه ورشکستگی عدم فروش تعطیل کردن کار به خاطر سودآور نبودن به خاطر ضرررده بودن.

اما فروشنده‌ای که باتری درون شارژ چراغ قوه ای هست که خودش خودشو روشن میکنه چیکار میکنه میگه آقا دوران سختی شده ذهن مردم مغششه. برای اینکه بخوای اینها رو ترغیب بکنی به خرید و متقاعد بکنی که پول بدن خرید بکنن باید کار بیشتری انجام بدی شاید لازمه تکنیک‌های بازاریابیتو عوض بکنی شاید لازمه بخشی از استراتژیت رو عوض بکنی شاید لازمه بری یه آموزش‌هایی در زمینه فروش ببینی پس ذهن این مدام رو چیکار میکنه مدام روی این کار میکنه که من چه کارهایی میتونم انجام بدم که این مشتری‌ها متقاعد بشن خرید بکنن و اصلاً دیگه فکری که تمرکزش روی اینه که من چه کاری انجام بدم. و تماماً شورمندانه داره این کارها را اجرا میکنه این دیگه سراغ نوسان دلار و قیمت و حرف‌های صد من یه قاضی این و اون نمیره و بعد شما نگاه می‌کنی همون فروشنده اولیه میگه آقا این چیکار می‌کنه که انقدر تو این دوران رکود هم فروش داره همچنان شانس داره خدا بغلش کرده به یه جای وصله چون ذهن اول اصلا صلاحیت نداره اصلا در جایگاهی نیستش که بفهمه آقا این به اتفاقات بیرونی و به رفتار مشتریا وصل نیست این به خودش وصله این از درون شارژه. و این فروشنده دوم وقتی همه این کارها را انجام بده هر کاری که میتونه انجام بده به قول دوست خوبم محمود پیرحیاتی سهم انسانیشو کامل پرداخت بکنه و باز هم رونقی در کسب و کارش نیاد این رو میگیره یک نشانه نشانه ای از عالم بالا که آقا اینجا دیگه برای من نونی نذاشتن باید کسب و کارمو عوض کنم باید راهمو عوض بکنم یعنی حتی در اون حالت هم ناامید نمی‌شه چون به بیرون وصل نیست چون به عالم پایین وصل نیست به عالم بالا وصله.

ما عموماً به عالم پایین وصلیم رسانه‌ها به این رسانه‌هایی که سیاهی می‌پراکنند حالا عمداً غیر عمداً هر چیزی مدام تمرکز می‌کنند روی کمبودها رو کاستی‌ها رو کج و کولگی‌ها نه اینکه این‌ها نیست نه اینکه اینها نباید درست بشه اما اینها عامدانه تمرکز می‌کنند رو قسمت بد ماجرا و یه مشت تحلیل صدمن یک غاز. ما به اونا وصلیم به این عالم پایین وصلیم به حرف‌های مردم تو کوچه بازار که آقا نمی‌خرن و رکوده و فلان و منتظر بشینیم ببینیم چی میشه خدا چی میخواد خدا هرچی بخواد تو میخوای چیکار کنی سهم انسانی تو چیه وقتی به عالم پایین وصلی وقتی در زندان ذهن خودت اسیری نشانه‌هارم نمیبینی غر میزنی همش ناشکری ناشادی ولی وقتی به عالم بالا وصلی باتری های درونت شارژه نورافشانی می‌کنی شادی خوشحالی. هر اتفاقی هم که بیفته اونو یه نشانه‌ای میدونی آقا من هر کاری که میشد انجام دادم هر تلاشی که میشد انجام دادم نشد این کار پس این نشانه است که آقا میگه اینجا دیگه وقتتو بیشتر از این نگذار برو یه جای دیگه ما نون تو رو یه جای دیگه گذاشتیم رویای تو یه جای دیگه محقق میشه چقدر تفاوت داره این دوتا طرز نگرش.

پس دوستان میشه کاملا میشه کاملا امکان پذیره و طبیعی ترین حالت اینه که ما فارغ از اینکه بیرون چه اتفاقی داره میفته از درون شاد باشیم خوشحال باشیم. انرژی داشته باشیم و انگیزه حرکت داشته باشیم نه تنها خودمون حرکت کنیم که دیگران رو هم به حرکت ترغیب بکنیم به شرط اینکه یادمون بیاد ما چراغ قوه ای هستیم که باتری درونمون نیازی نیستش که دیگری شارژش کنه خودمون باید شارژش کنیم هم باتری داریم هم شارژر باتری و شارژر هر دوتا در درون خودمونه و درون ما به عالم بالا وصله دوستان اینا ممکنه که الان که شما می‌شنوید بگید یه سری حرف های قشنگه و خب خیلی هم خوبه ولی حالا ما چیکار کنیم ما که همچنان درگیر این نوسانات و قیمت ها و حال بد و اینجور چیزا هستیم. دوستان اینا فقط حرفای قشنگ نیستش پشتش کارهای عملی نهفته است و پشتش رفتارهایی که دقیقا میتونه در واقع موجب تغییر حال ما بشه موجب نتیجه بخش شدن بشه موجب بشه که واقعاً این باتری درون ما روشن بشه و چراغ قوه ما نورافشان بشه اما باتری که سالهاست شارژ نشده و مواد درونش ممکنه فاسد شده باشه زمان میبره که به اون نقطه برسه و نیازمند کاربلد و راه بلد هست که این باتری دوباره شارژ بشه.

قطع این مرحله بی همراهی خضر مکن/ ظلمات است بترس از خطر گمراهی. این فارغ از هر تعبیری میگه شما برای اینکه بخوای از یک مسیری عبور بکنی نیازمند استاد و مربی هستی نیازمند راه بلدی نیازمند آموزش گرفتنی به خودت باشه دوباره حالت خراب میشه چهار تا کتاب می‌خونی یه خبر میشنوی دوباره حالت میاد پایین کسی باید باشه که بهت تلنگر بزنه کجا چیکار کنی چه کتابی بخون چه آموزشی بگیر چه رفتارهایی داشته باش. و پیگیریت بکنه که این تثبیت حال در شما اتفاق بیفته این باتری دوباره شارژ بشه خودت نورافشان بشی دیگه نیازی نداشته باشی بری دیگران رو هم نورافشان بکنی ولی تاریکی‌ها رو با نورت روشن بکنی و برای همین منظور من و دوست خوبم جناب محمود پیرحیاتی مربی تحول فردی و نویسنده کتاب فقط آویزان خودت شو دوره چهل میثاق زندگی رو طراحی کردیم و در این دوره دقیقاً ما کمک می‌کنیم که شما باتری درونت مجدد شارژ بشه فارغ از اینکه بیرون چه اتفاقی داره میفته. شارژ باشی فارغ از اینکه بیرون چقدر تاریکه منتظر نباشی یک نفر دیگه بیاد یک منبع نوری بیاره نور درون خودت رو روشن بکنی و نور بتابانی بر این مسیر و بری جلو این دوره به زودی آغاز میشه و خیلی خوشحال میشم که شما دوستان عزیز رو در این دوره ملاقات بکنیم توضیحات بیشتر و در لینکی که پایین همین فایل صوتی ارسال شده میتونید ببینید و همونجا ثبت نام خودتون رو انجام بدید خیلی متشکرم که به این فایل صوتی گوش کردید حال دلتون همیشه خوب علی اکبر قزوینی هستم.

▫️علی‌اکبر قزوینی