«نه» گفتنِ هوشمندانه را بیاموزید. هنرِ استفاده از این واژۀ دو حرفی، چیزی است که اگر در آن مهارت پیدا کنید، از خیلی کارها و مسئولیتهای بیهوده رها میشوید و برنامۀ کاریتان را هر چه بهتر و مطابق نظر خود میتوانید پیش ببرید.
قرار نیست همگان، همه چیز را بدانند. گاهی ممکن است شما درگیر مسئلهای باشید که همکار شما یا حتی دوستی در آن سر دنیا پاسخ آن را بداند. به جای اینکه وقت و انرژی زیادی صرف کنید تا خودتان راهحل را بیابید، میتوانید از همکار یا دوست خود کمک بگیرید و بپرسید.
در دنیای ایمیل و ارتباطات آنلاین، گاهی وقتها با روشِ سنّتیِ تماس تلفنی ممکن است زودتر به مقصود برسید. مثلاً اگر برای پیشبرد پروژۀ کاری خود نیازمند اطلاعاتی هستید که فلان شرکت ارائه میکند، میتوانید به جای ایمیل زدن به مسئول مربوطه، اگر امکانش هست مستقیماً با او تماس بگیرید. ایمیل پاسخ دادن کار وقتگیری است که انرژی زیادی هم میطلبد، اما گاهی همان توضیحات را در یک مکالمۀ کوتاهِ تلفنی میتوان منتقل کرد.
تا جایی که میتوانید، با دیگران مخصوصاً همکاران خود و کسانی که با آنها در جریان کار ارتباط دارید، واضح و شمرده و بلند صحبت کنید. منظور از بلند صحبت کردن، داد زدن نیست؛ بلکه صحبت با حجم صدایی است که طرف یا طرفهای مقابل شما، بدون زحمت بتوانند حرفهای شما را بفهمند.
همانطور که شما برای خودتان برنامۀ زمانی دارید و برایتان مهم است که کارهایتان طبق روال و برنامه پیش برود، دیگران هم برنامههای کاری و اوقاتشان برایشان مهم است. با وقتشناس بودن، به دیگران و برنامۀ زمانی آنها احترام میگذارید.
استعارۀ «خوردن قورباغه» را برایان تریسی با کتاب پرفروش «آن قورباغه را بخور!» (!Eat that frog) ابداع کرد. قورباغه یعنی کاری که میدانید برای رسیدن به هدفی که در نظر دارید، چقدر مهم است. کاری است که اگر در روز فقط همان را درست و کامل انجام داده باشید، اثری بیشتر بر نتیجۀ نهایی دارد تا دهها کارِ دیگر. و البته، این کار معمولاً دشوارترین کار هم هست و برای همین احتمالِ در رفتن از زیر آن هم خیلی زیاد است.
بسیاری مواقع در روز ممکن است باشد که شما ناچار به گذراندن آنها هستید و در عین حال، شرایط طوری است که نمیتوانید طی آنها پروژۀ کاری خود را پیش ببرید. اما این به معنای آن نیست که نمیتوان از این زمانها به شکل مفید استفاده کرد.
شلوغ و درهمریخته بودن اتاق و بهویژه میز کار، میتواند اثر نامطلوبی بر کارایی داشته باشد. تصور کنید قرار است ابتدای صبح، کار خود را با شوق روی پروژهتان ادامه بدهید. اما وقتی با اتاقی نامنظم و میزی خاکگرفته و پر از وسیله، که نامرتب کنار هم افتادهاند مواجه میشوید، انرژی و تمرکز ذهنیتان از دست میرود.
اگر بتوانید برنامههای کاری خود را طوری تنظیم کنید که طبق یک روال مشخص پیش بروند، خیلی راحتتر میتوانید خُردهفعالیتهای کاری خود را قدم به قدم پیش ببرید. اگر هدف و برنامههای کلی را تدوین و تعریف کرده باشید، انجام این کار بسیار آسانتر و در حکم گام بعدی برای پیش رفتن به سمت آن اهداف و برنامههاست.
ز قدیم گفتهاند که «عقل سالم در بدن سالم است.» گاهی ممکن است به نظر برسد که صرفِ وقت برای یکی دو فعالیت ورزشی، هدر دادن اوقات مفید است و بهتر است که آن هم صرف پیش بردن کارها شود. اما بدون داشتن انرژی لازم، کارها با کیفیت خوب پیش نمیروند و خستگیِ بدنی و فکری دست به دست هم میدهند تا کارایی پایین بیاید.
