«نه» گفتنِ هوشمندانه را بیاموزید. هنرِ استفاده از این واژۀ دو حرفی، چیزی است که اگر در آن مهارت پیدا کنید، از خیلی کارها و مسئولیتهای بیهوده رها میشوید و برنامۀ کاریتان را هر چه بهتر و مطابق نظر خود میتوانید پیش ببرید.
خاطرتان باشد که بدون داشتن هدف و یک برنامۀ دقیق و منظم برای خود، نه گفتن میتواند سخت شود. اگر ندانید قرار است به کجا بروید و وقت خود را چگونه صرف کنید، چطور میخواهید درخواستهای دیگران را بسنجید و پاسخ مثبت یا منفی بدهید؟
نکته:تا جایی که ممکن است، «نه» را در کاغذ شکلات بپیچید تا هضم آن برای طرف مقابل شما راحتتر شود. اگر دلیل بیاورید و توضیح بدهید که چرا نمیتوانید پاسخ مثبت بدهید، دیگری کمتر احساس «طرد شدن» خواهد کرد (و این احساسی است که ما به عنوان انسان، از آن فراری هستیم).
البته در دلیل آوردن، اغراق نکنید و مدام نگویید اگر فلانطور و بهمانطور بود میگفتم آره ولی الان نمیشود؛ چون آنوقت طرف مقابل شما ممکن است احساس کند خواست قلبی شما «بله» بوده اما شرایط طوری است که ناچارید خلاف خواست قلبی خود عمل کنید.
در گفتنِ «نه»، در عین مهربانی، قاطع باشید. در نهایت اگر کسی بهاصطلاح بیش از حد «سریش» بود، بدون دلیل و حاشیهپردازیِ بیشتر، محکم بگویید «نه».
▫️علیاکبر قزوینی
کتاب رایگان «لقمه کردن فیل» را همین حالا دانلود کنید و با ۱۰۰ روش دیگر برای لقمه کردن فیل آشنا شوید!
در دنیای ایمیل و ارتباطات آنلاین، گاهی وقتها با روشِ سنّتیِ تماس تلفنی ممکن است زودتر به مقصود برسید. مثلاً اگر برای پیشبرد پروژۀ کاری خود نیازمند اطلاعاتی هستید که فلان شرکت ارائه میکند، میتوانید به جای ایمیل زدن به مسئول مربوطه، اگر امکانش هست مستقیماً با او تماس بگیرید. ایمیل پاسخ دادن کار وقتگیری است که انرژی زیادی هم میطلبد، اما گاهی همان توضیحات را در یک مکالمۀ کوتاهِ تلفنی میتوان منتقل کرد.
نکته: برخی از شرکتها، امکان چت آنلاین هم از طریق وبسایتشان دارند. اگر ارتباطات متنی را ترجیح میدهید، یا مثلاً در یک اتاقِ ساکت هستید که نمیخواهید با تماس تلفنی تمرکز دیگران را بر هم بزنید، چت آنلاین میتواند گزینۀ دیگری باشد که شما را زودتر به مقصود برساند.
▫️علیاکبر قزوینی
کتاب رایگان «لقمه کردن فیل» را همین حالا دانلود کنید و با ۱۰۰ روش دیگر برای لقمه کردن فیل آشنا شوید!
تا جایی که میتوانید، با دیگران مخصوصاً همکاران خود و کسانی که با آنها در جریان کار ارتباط دارید، واضح و شمرده و بلند صحبت کنید. منظور از بلند صحبت کردن، داد زدن نیست؛ بلکه صحبت با حجم صدایی است که طرف یا طرفهای مقابل شما، بدون زحمت بتوانند حرفهای شما را بفهمند.
وقتی شمرده و واضح صحبت میکنید، منظور شما بهتر و سریعتر فهمیده میشود و نیازی به تکرار چندبارۀ حرفها نیست. این مورد، بهویژه در صحبت تلفنی مشهودتر است؛ چون خطوط تلفن (برای انتقالِ بهترِ دادههای صوتی) یک سری از فرکانسها را حذف میکنند و بنابراین اگر شما با صدای ضعیف، بریدهبریده و بدون ادای کامل کلمات و حروف صحبت کنید، ممکن است شنیدن و فهم حرفهای شما دشوار شود.
نکته: داشتن فن بیان خوب، یکی از ابزارهای تأثیرگذاری مثبت بر دیگران است. در این زمینه کلاسها و دورههای مختلفی هست که میتوانید جستوجو کنید و از آنها بهره ببرید. (یکی از آموزشهایی که من میتوانم پیشنهاد بدهم، آنهایی است که دوست ارجمندم پیام بهرامپور ارائه میدهد. در سایت بیشتر از یک نفر میتوانید توضیحات بیشتر را در اینباره بیابید.)
یک تمرین خوب برای زیباتر صحبت کردن نیز این است که روزی چند دقیقه، اشعار آهنگین و پرمعنا را با صدای بلند و شمرده بخوانید (با ادا کردن تمام حروف؛ مثلاً «آنها که به سر در طلب کعبه دویدند» را وقتی میخوانید، «د» آخر در «دویدند» را هم قشنگ و حتی با اغراق، بگویید. اینطوری، وقتی عادی و معمولی در حال صحبت هستید، ناخودآگاه بیانتان شمردهتر خواهد شد.)
▫️علیاکبر قزوینی
کتاب رایگان «لقمه کردن فیل» را همین حالا دانلود کنید و با ۱۰۰ روش دیگر برای لقمه کردن فیل آشنا شوید!
همانطور که شما برای خودتان برنامۀ زمانی دارید و برایتان مهم است که کارهایتان طبق روال و برنامه پیش برود، دیگران هم برنامههای کاری و اوقاتشان برایشان مهم است. با وقتشناس بودن، به دیگران و برنامۀ زمانی آنها احترام میگذارید.
نکته: ممکن است شرایطی پیش بیاید که نتوانید به یک قرارِ از پیش تعیینشده برسید، یا رسیدنتان با تأخیر همراه باشد. در مورد اول، بهتر است اگر میتوانید حداقل یک روز قبل خبر بدهید. در مورد تأخیر نیز اطلاع دادن از طریق پیامک یا تماس تلفنی، هم شما را از عجلۀ بیمورد (که میتواند منجر به بیاحتیاطی شود) رها میکند، هم طرفِ قرارِ شما را از انتظارِ استرسآور میرهاند.
خاطرمان باشد: خوشقولی، مخصوصاً در دنیای کسبوکار، موجب اعتبار است.
▫️علیاکبر قزوینی
کتاب رایگان «لقمه کردن فیل» را همین حالا دانلود کنید و با ۱۰۰ روش دیگر برای لقمه کردن فیل آشنا شوید!
چیستانمانندی است که میپرسد: «یک فیل را چطور میشود خورد؟» و پاسخ این است که: «لقمهلقمه!»
واقعیت این است که «قطرهقطره» جمع گردد، وانگهی «دریا» شود؛ و همیشه همینطور بوده است. بگذارید سه جمله را در این زمینه از بزرگان نقل کنم:
«کارهای بزرگ با فورانی از انگیزش انجام نمیشوند، بلکه با کنار هم قرار گرفتن چیزهایی کوچک است که به سرانجام میرسند.»
«کارهای کوچکی که هر روز انجام میدهید، در ساختنِ زندگیِ شما بیشتر نقش دارند تا کارهای بزرگی که هرازگاهی انجام میدهید.»
«یک تفاوت انسانهای موفق و ناموفق این است که موفقها، کاری را که باید، در زمانی که لازم است، انجام میدهند؛ هر حس و حالی که داشته باشند.»
چرا گاهی وقتها برنامهریزی روزانه با موفقیت انجام نمیشود؟
شاید از ارزش کارهای کوچکِ پیوسته و هرروزه آگاه نیستیم؛ یا راهش را نمیدانیم. همۀ ما دوست داریم با عرق ریختنِ کمتر، تقلای کمتر و زحمت کمتر، نتایج بهتری بگیریم. شاید بارها شده در ابتدای صبح تصمیم گرفتهاید یک روز دلانگیز و پُربازده را آغاز کنید، اما وقتی روز به انتها رسیده، احساس کردهاید فعالیتهایتان و کارهایتان در آن روز بیشتر از جنس وقتکُشی بوده تا کار مفید. یا از جنسِ تند و تند کارهای فوری انجام دادن بوده تا انجام کاری عمیق و باارزش. و حس خیلی بدی است که آدم احساس کند روزی بر او گذشته و کاری مفید نکرده است.
همۀ ما دوست داریم با عرق ریختنِ کمتر، تقلای کمتر و زحمت کمتر، نتایج بهتری بگیریم.
شاید تصور کنید برنامهریزی روزانه و کار مفید و با بازده خوب انجام دادن، سخت است؛ و شاید برای فرار از این سختی است که گاهی الکی در خانه یا محل کار میچرخید، وقتکشی میکنید و با دوستان و همکاران غیبت میکنید و حرفهای خالهزنکی میزنید، تلویزیون را از این کانال به آن کانال میزنید، ایمیلهای صد من یک غاز میخوانید و در میان صفحات وب، بیهوده میگردید بیآنکه هدف خاصی داشته باشید یا دنبال مطلب مفیدی باشید. یا تند و تند کارهای روتین و خستهکننده و فوریای را انجام میدهید که آخر روز خودتان هم نمیدانید حاصل آن همه کار برای خودتان، کسبوکارتان یا شرکتتان چه بوده است.
«جهان دیگر جای امنی برای کارمندان نیست»
برنامهریزی روزانه و بالا بردن بازدهی کار، فقط با کمی هوشمندانهتر کار کردن و رعایت نکاتی ساده اما بسیار موثر، حاصل میشود. اما برنامهریزی روزانه و بالا بردن بازدهیِ کارهایی که انجام میدهید، منفعت بزرگتری هم برایتان دارد. «رابرت کیوساکی»، نویسندۀ مشهورِ کتاب پرفروش «پدر پولدار، پدر بیپول»، بهصراحت میگوید: «جهان دیگر جای امنی برای کارمندان نیست.» و منظور او از کارمند، کسی است که تفکر کارمندی دارد؛ به این معنا که تصور میکند با قرار دادن بخشی از ساعتهای زندگیاش در اختیار یک شرکت یا سازمان یا اداره، آن نهاد قادر است حقوق او را تأمین کند و خیالش را بابت معاش، راحت.
اگر افراد یاد نگرفته و عادت نکرده باشند که کارشان را بر مبنای «نتیجه» (نه ساعات کاری) و با «روحیۀ کارآفرینی» انجام بدهند، روزگار سختی را در پیش خواهند داشت. به قول رابرت کیوساکی، «دیگر چیزی به عنوان یک شغل امن و مطمئن وجود ندارد.»
شاید تا ۱۰ یا ۲۰ سال پیش چنین تصوری دور از واقعیت نبود، اما اکنون واقیعت عوض شده است. در همه جای جهان، کم نیستند کسانی که پس از سالها کار برای جایی، عذرشان خواسته میشود؛ و آنها اگر یاد نگرفته و عادت نکرده باشند که کارشان را با برنامهریزی روزانه درست، بر مبنای «نتیجه» (نه ساعات کاری)، و با «روحیۀ کارآفرینی» انجام بدهند، روزگار سختی را در پیش خواهند داشت. باز هم به قول رابرت کیوساکی، «دیگر چیزی به عنوان یک شغل امن و مطمئن وجود ندارد.»
کسی که در پی یک زندگی مطمئن از لحاظ مالی است، میداند که به جای رفتن در پی «امنیت شغلی» و چشم داشتن به کمکِ دولت و این و آن، باید خودش آستین بالا بزند، کاری برای خودش دست و پا کند و جریان و جریانهای درآمد برای خودش بسازد. «دنیا به کارآفرینهای بیشتری نیاز دارد»، این جمله هم باز از کیوساکی است.
یک مهارت مهم برای کارآفرینی
یکی از مهارتهای مهم برای کارآفرینی، تواناییِ برنامهریزی روزانه، مدیریت بر خود و انجام دادن کارها با بازده بالاست. برای آشنایی با این مهارت ارزشمند، کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل: ۱۰۱ نکتۀ کوتاه و کاملاً کاربردی برای به انجام رساندن کارهای روزانه» را نوشتهام. مطمئن باشید حتی با اجرا کردن و به کار بستن یکی از این نکتهها هم بازدهی کار شما و احساس شما از مفید بودن روزتان بالاتر میرود. شما میتوانید هر تعداد از این نکات را که بیشتر به کار شما میآید، بگیرید و در کارتان اجرا کنید.
و چرا اینقدر روی «اجرای نکات» تاکید میکنیم؟ چون بهقول محمود معظمی، استادی که از او بسیار آموختهام و همچنان میآموزم: «ما فقط زمانی چیزی را میدانیم که داریم آن را اجرا میکنیم. وگرنه، یا آن را خواندهایم، یا شنیدهایم، و یا فکر میکنیم که میدانیم!»
این نکات برای برنامهریزی روزانه و اجرا و به انجام رساندن کارها هرچند برای هر کاری قابل استفادهاند، اما بیشترین تمرکز بر کارهایی است که در یک «دفتر کار» یا به اصطلاح office انجام میشوند و معمولاً با کامپیوتر سروکار دارند؛ حالا این دفتر کار میتواند جایی باشد که شما برای شخص دیگری کار میکنید، میتواند دفتر خودتان باشد، یا حتی میزی همراه کامپیوتر در گوشۀ خانه که با آن به یک کارآفرینیِ پارهوقت مشغول هستید.
خبر خوش!
و خبر خوش این است که امروزه با همگانی شدن کامپیوتر و در دسترس قرار گرفتن اینترنت، کارآفرینی از همیشه سادهتر شده است (اما نه آنقدرساده که هر کسی یکشبه میلیونر شود؛ اصول اساسی موفقیت تغییر نکرده است و یکی از آن اصول، میگوید که برای موفقیت آسانسور وجود ندارد اما میشود پلهها را یکییکی طی کرد و به موفقیت رسید).
به هر روی، امروزه تنها با یک لپتاپِ متصل به ایترنت، دنیای کسبوکار زیر دستان شماست و برای استخراج طلا از این معدنِ سرشار، آنچه نیاز دارید:
۱. دانش و اطلاعاتِ درست، و ۲. به کار بستن آنها و تبدیل آنها به مهارتهای کاربردی است.
یکی از آنها، تواناییِ لقمه کردن فیل است. به همین منظور، کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل» منتشر و به عنوان هدیه (برای دانلود رایگان) عرضه شده است که از این لینک (بهزودی افزوده میشود) میتوانید هماکنون این کتاب الکترونیک را دریافت کنید.
در داستان کیمیاگر، جایی از یک ذرتفروش صحبت میشود که دکهای دارد و قصدش این است که سالها کار کند و بعد که پول کافی جمع کرد، یک ماهی به آفریقا برود.
در مقابل، قهرمان داستان که جوانی است به نام «سانتیاگو»، مشتاق سفر است و همان لحظه هم آماده است آنچه را که تا الان به دست آورده، با یک رؤیا ــ که دستیابی به آن نیازمند سفر به آفریقاست ــ مبادله کند.
عدهای «امنیتجو» هستند و عدهای هم «ماجراجو». وجود هر کدام هم برای پیشبرد کارهای این دنیا شاید لازم باشد.
اشکال اینجاست که گاهی به جای تشخیص دادن روحیات اشخاص، میخواهیم اشخاص ماجراجو را در چارچوبهای مشخص محدود کنیم و اشخاص امنیتجو را به سمت ماجراهایی هل بدهیم که برای آنها ساخته نشدهاند.
سیستم آموزشی دنیا آدمهای خوشبخت تولید نمیکند. آدمهای کج و کوله و معلول درست میکند. نهایت هنرش این است که راه آیندهٔ افراد را در رشتههای ریاضی یا تجربی یا هنر یا انسانی خلاصه کند و از آنها آدمهایی مطیع درست کند که در شابلونهای محدودِ تفکراتِ خطکشیشده میگنجند.
این سیستم، تا الان نتوانسته این روحیهٔ «ماجراجویی» یا «امنیتجویی» را تشخیص دهد و بر مبنای آن، افراد را به سمت آیندهای حرفهای هدایت کند که هم به نفع خودشان خواهد بود و هم به نفع این دنیا.
سیستم آموزشی را شاید بهراحتی نتوان عوض کرد، اما حداقل شرکتها میتوانند موقع استخدام، به جای صرفاً نگاه کردن به رزومهٔ حرفهای (و کلیشهای شخص) و انجام مصاحبههای فرمالیته، روحیهٔ او را تشخیص بدهند تا از آدم ماجراجو، یک کارمندِ مطیع و سر وقت بیا ــ سر وقت برو و راضی به حقوق ثابت را انتظار نداشته باشند؛ و برعکس، از فرد امنیتجو نخواهند که به جای انجام کارهای روتین، خودش را درگیر ماجراجوییهای شرکت کند.
یک مثال سادهاش، گماردن یک فرد امنیتجو در بخش فروش است؛ از آن اشتباههایی که هم شخص را اذیت میکند هم فروش را زمین میزند.
مثال دیگر، استخدام یک مهندس خلاق و مسلط کردن بخش اداری شرکت بر رفت و آمد و ساعات کاری او است؛ به جای اینکه مثلاً در پروژه دخیل شود و از مبلغ آن هم سهم ببرد.
اگر این دو نوع روحیهٔ امنیتجویی و ماجراجویی را در خودمان و دیگران بهدرستی تشخیص بدهیم، تیمهای کاری خیلی بهتری خواهیم داشت و کارهایمان بسیار روانتر پیش خواهد رفت. 🙂
شما چه نظری دارید؟ خوشحال میشوم دیدگاههای خود را اینجا با من و سایر خوانندگان در میان بگذارید و دیدگاههای دوستان دیگر را بخوانید.