برای بستن، ESC را بفشارید

در «کافه کوچینگ»، ما کوچینگ را با طعم عشق و آگاهی عرضه می‌کنیم 👩‍💻👨‍💻💖
اینجا ما ــ علی‌اکبر قزوینی و آلیس دووار (هوشمند) ــ همراه و همدل با هم، بر شکل دادن و گسترش رویکردی انسانی، عاشقانه و آگاهی‌محور به کوچینگ تمرکز داریم؛ رویکردی برآمده از دلِ زندگی واقعی، از پرسش‌های روز، از فرهنگ، جامعه، انسان‌ها و کسب‌وکارها. امیدمان این است که با هم، قدمی هرچند کوچک اما پیوسته، در مسیر توسعه و تحولِ فردی و جمعی ــ برای خودمان، ایران و کل جهان ــ برداریم. دربارهٔ ما و کافه کوچینگ بیشتر بخوانید!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تازه‌ترین یادداشت‌ها و آموزش‌های کافه کوچینگ:

وقتی بلندگوی قطار مترو اعلام می‌کند که به ایستگاه مصلّی رسیده‌ایم و درها باز می‌شوند، انبوهی از جمعیت از قطار بیرون می‌آیند و ردّشان را اگر پی بگیری، می‌بینی که تابلوهای «به طرف نمایشگاه کتاب» را دنبال می‌کنند تا در نهایت سر از محوطۀ مصلای تهران درآورند که در اردیبهشتی دیگر، میزبان بزرگ‌ترین و شاید مهم‌ترین رویداد فرهنگی در ایران است.

بامداد پس از این‌که از خواب برخاسته و دست و رو شسته‌ام، لیوان شیر را داخل مایکروفر می‌گذارم تا داغ شود. در دو دقیقه‌ای که تا داغ شدن شیر مانده، تسبیح‌ام را برمی‌دارم و ذکر «من خودم را دوست دارم» را می‌گویم. با تمام کردن صدمین دانۀ تسبیح، بوق مایکروفر هم به نشانۀ تمام شدن کارش به صدا در می‌آید.

شاید توضیح جملهٔ بالا را روزی دیگر در یادداشتی دیگر نوشتم؛ الان اما می‌خواهم چند عکس از سفر به کرمان و ماهان و کلوت‌های شهداد بگذارم که با تور دوربین‌دات‌نت رفتم، از چهارشنبه بعدازظهر تا امروز صبح. سفری به‌یادماندنی که با جملهٔ بالا ارتباطی تنگاتنگ دارد!