برای بستن، ESC را بفشارید

در «کافه کوچینگ»، ما کوچینگ را با طعم عشق و آگاهی عرضه می‌کنیم 👩‍💻👨‍💻💖
اینجا ما ــ علی‌اکبر قزوینی و آلیس دووار (هوشمند) ــ همراه و همدل با هم، بر شکل دادن و گسترش رویکردی انسانی، عاشقانه و آگاهی‌محور به کوچینگ تمرکز داریم؛ رویکردی برآمده از دلِ زندگی واقعی، از پرسش‌های روز، از فرهنگ، جامعه، انسان‌ها و کسب‌وکارها. امیدمان این است که با هم، قدمی هرچند کوچک اما پیوسته، در مسیر توسعه و تحولِ فردی و جمعی ــ برای خودمان، ایران و کل جهان ــ برداریم. دربارهٔ ما و کافه کوچینگ بیشتر بخوانید!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تازه‌ترین یادداشت‌ها و آموزش‌های کافه کوچینگ:

شرایط سخت و دشوار و بحرانی، هرازگاهی ممکن است سر برسند. کنترل برخی سختی‌ها و بحران‌ها از پیش در دستان خود فرد است و می‌تواند کاری کند که آن سختی بر او حادث نشود، گاهی هم از اختیار او خارج است. در هر دو حالت، وقتی انسان در شرایط سخت قرار می‌گیرد، وضعیت با شرایطی که همه چیز عالی و مطابق میل است، تفاوت دارد. در چنین اوقاتی چه نگرشی باید داشت و چه راهکارهایی باید در پیش گرفت تا نه‌تنها سختی‌ها و شداید ما را اذیت نکند، بلکه حتی شکوفا و شکوفاتر هم شویم؟ در ادامه، ۶ نگرش و راهکار عالی که بر اساس مطالعه و تجربه به آنها رسیده‌ام و برای من و هزاران نفر دیگر کار کرده و اثرگذار بوده است را برای شما شرح می‌دهم.

من سال ۲۰۱۵ میلادی (۱۳۹۴) از ایران به کانادا مهاجرت کردم و پس از توقفی چندروزه در ونکوور، در تورنتو ساکن شدم. به دلیل اینکه رشته تحصیلی من عمران بوده است، بارها امکان مهاجرت برای ادامه تحصیل یا کار را داشتم، اما چون مهاجرت را امری در راستای تحقق افسانه شخصی و رویاهایم نمی‌دیدم، دست به کار رفتن از ایران نشدم. البته، همیشه دوست داشتم چند سالی هم شده، زندگی در یک کشور خارجی را تجربه کنم و از جمله به شهر نیویورک در آمریکا هم فکر می‌کردم.

امروز هوای تهران گرم بود، به‌شدت گرم. این شدت گرما را بدون هیچ دماسنجی هم می‌شد حس کرد. نوشیدن لیوانی آب‌انار خنک یا ترکیبی از عرقیجات ایرانی همراه با یخ در کافه‌ای در کنار خیابان، فقط برای لحظاتی می‌توانست از شدتِ هُرم گرما کم کند. زیر آفتاب، زیر آفتابِ پرشدتِ تابستانِ تهران در این تیرماه ۹۷، آدم احساس می‌کرد در حال پختن است.

بازی امروز فرانسه و آرژانتین در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، ۴ بر ۳ به نفع فرانسه به پایان رسید. حدود ۲۰ دقیقه مانده به پایان بازی، فرانسه ۲ گل از آرژانتین جلو افتاده بود. در این دقایق، فرانسه با آرامش و اعتماد به نفس بیشتری بازی می‌کرد چون جبران این دو گل توسط آرژانتین در دقایقِ باقی‌مانده، هرچند ناممکن نبود، اما دشوار به نظر می‌رسید.

دوستی نوشته بود:

«من خودم رو خیلی دوست دارم، خدا هم منو دوست داره، مامانم هم منو دوست داره، کودک درونم هم منو دوست داره. همین چهار نفر بسه که منو دوست داره.»

او را می‌شناختم و می‌دانستم با اینکه دل پاکی دارد…

در تلگرام پستی را می‌خواندم به این مضمون:

«واقعا چرا یه نفر باید به رادیو زنگ بزنه بگه آهنگ فلان خواننده رو پخش کنید؟ خب خودت دانلود کن گوش بده!»

این جمله مرا به فکر فرو برد…

دیشب در بازی آرژانتین و نیجریه، دوربین بارها روی دیه‌گو مارادونا و رفتارهای غریب او زوم کرد. بعد از گل آرژانتین، دست‌هایش را ضربدری روی سینه‌اش گذاشت، رویش را به آسمان کرد و گویی در حال صحبت با ارواح مقدس است، سیاهی چشم‌هایش از حالت عادی خارج شد. یک بار هم…

«نه» گفتنِ هوشمندانه را بیاموزید. هنرِ استفاده از این واژۀ دو حرفی، چیزی است که اگر در آن مهارت پیدا کنید، از خیلی کارها و مسئولیت‌های بیهوده رها می‌شوید و برنامۀ کاری‌تان را هر چه بهتر و مطابق نظر خود می‌توانید پیش ببرید.