فرصتهای کسبوکار در دنیای امروز، مخصوصاً در حیطۀ کارآفرینی اینترنتی، از در و دیوار میریزند. روزی نیست که یک ایمیل جدید با پیشنهادی جدید برای پول درآوردن به روشی جدید سر از میلباکس ما در نیاورد. گاهی احساس میکنیم در برابر این همه انتخاب قادر به تصمیمگیری نیستیم، یا وسوسه میشویم فعالیتی را که تا نیمۀ راهش آمدهایم، رها کنیم و سراغ فرصت تازهای برویم که وعده میدهد زودتر و سریعتر میتوانیم به درآمدسازی برسیم.
بسیار مهم است که بدانید قرار است فردا وقت خود را صرف چه کارهایی کنید. همچنین، بهتر است برنامهای مشخص برای هفتۀ پیشِ روی خود هم داشته باشید. میتوانید هر جمعه، کمتر از نیم ساعت را برای برنامهریزی هفتۀ بعد صرف کنید، و هر شب در اواخر شب، برنامۀ فردای خود را بریزید. همچنین در انتهای ماه، برنامۀ کلیِ ماه بعد را تعریف کنید. این برنامهریزیها، در راستای هدفی هستند که طرحریزی آن در لقمۀ ۲ شرح داده شد.
پیش از شروع به کار، باید بدانید به منظورِ چه هدفی دارید آن کار را انجام میدهید.
از خودتان بپرسید:
معمولاً دستکم ۲۱ روز لازم است تا رفتاری را پیوسته و هر روز انجام بدهید تا آن رفتار به عادتِ شما تبدیل شود. «عادت» رفتاری است که آنقدر به وجود شما نشسته که «انجام ندادن» آن سختتر از انجام دادنش است! در زمینۀ افزایش کارایی و بهرهوری، پروراندن این عادتها قطعاً میتواند برایتان مفید باشد:
چیستانمانندی است که میپرسد: «یک فیل را چطور میشود خورد؟» و پاسخ این است که: «لقمهلقمه!»
واقعیت این است که «قطرهقطره» جمع گردد، وانگهی «دریا» شود؛ و همیشه همینطور بوده است. بگذارید سه جمله را در این زمینه از بزرگان نقل کنم:
کسانی که با تولید و نشر محتوا سروکار دارند، حتماً با سرویسهای کوتاهکنندهٔ لینک آشنا هستند. این سرویسها قادرند لینکهای بلند را ــ که ممکن است کپی و پیست آنها در مثلاً شبکههای اجتماعی (نظیر تلگرام) زیبا نباشد یا از محدودیت تعداد کاراکترهای مجاز فراتر برود ــ کوتاه کنند.
نه، اینجا تهران نیست با اینکه تابلوِ «ارز تهران» در زمینه بهخوبی دیده میشود. داستانِ دلار و نوساناتِ آن هم نیست. اینجا تورنتو است در کانادا، شهری آرام و دلپذیر، که امروز در آن یک نفر با یک ونِ سفید، مردم را در پیادهرو زیر گرفته و عدهای را کشته و جمعی دیگر را مجروح کرده است.
این روزها مدام در کانالهای مختلف تلگرامی میبینیم و میخوانیم پستهایی را که به مخاطبان خود اعلام میکنند در صورت مسدود شدن تلگرام، برای حفظ ارتباط چه باید کرد. آدم یاد داستانهای کتاب مقدس میافتد. گویی قرار است بلایی، طوفانی، عذابی آسمانی نازل شود و همه در حال وصیت کردن هستند. اما آیا بر فرض در صورت به کار گرفتن شدیدترین تمهیدات برای جلوگیری از اتصال ایرانیهای داخل ایران به تلگرام، دنیا به پایان خواهد رسید؟
در کانادا، مدتی صحبت روزنامهها روی این بود که چرا ایمیلهای دولتی کانادا، مثلا ایمیلی که از…
در داستان «کیمیاگر»، جایی از یک ذرتفروش صحبت میشود که دکهای دارد و قصدش این است که سالها کار کند و بعد که پول کافی جمع کرد، یک ماهی به آفریقا برود.
در مقابل، قهرمان داستان که جوانی است به نام «سانتیاگو»، مشتاق سفر است و همان لحظه هم آماده است آنچه را که تا الان به دست آورده، با یک رؤیا ــ که دستیابی به آن نیازمند سفر به آفریقاست ــ مبادله کند.
میخواهید بیشتر پول درآورید؟ کیست که دلش نخواهد! در اینترنت و این ور و آن رو هم پُر است از آموزشهایی برای بیشتر پول درآوردن. سکهای روی سکه گذاشتن. حساب بانکی را چاقتر کردن. این یکی قول میدهد در ۳۰ روز پولدار شوید و آن یکی شما را یک ساله پولدار میکند. هدف همه شده پول. پول که باشد، انگار همهٔ مشکلات حل شده است.
این صحفه در حال بهروزرسانی است…
موفقیت دقیقاً چیست؟… ۱۰ سال است به مسافرت تفریحی نرفته است. با دوستانش وقت نمیگذراند، رمان نمیخواند، به زور باید او را به یک تئاتر برد، و تمام ساعات بیداریاش را در دفتر کارش صرف میکند و هفت روزِ هفته را هم کار میکند. در پاسخ به سؤالی دربارۀ این همه صرفِ وقت برای کار و عدم صرفِ وقت برای خودش، میگوید: «تصور میکنم هنوز خیلی جوانم…» وقتی اینها را میخوانم، بیشتر از همیشه نگران میشوم که اشخاصی مثل او، به عنوان الگوی موفقیت، ثروت و سختکوشی معرفی شوند؛ در حالی که میدانم الگو قرار دادن افرادی نظیر او به صورت فکرنشده، میتواند نتایجی فاجعهبار داشته باشد. حتماً میپرسید چه فاجعهای؟ اجازه بدهید توضیح بدهم.
انسان دربارهٔ معنای زندگی میپرسد و میخواهد به پاسخ برسد. او زمانی که به زندگی و به این همه طلوع و غروب، کار و فراغت، آمدن و رفتن، و زادن و مردن میاندیشد، میگوید: «ربّنا ما خلقت هذا باطلا» (خداوندا، تو اینهمه را بیهوده نیافریدهای). او «درد»ی را در وجود خود میبیند و در پی درمان آن برمیآید. همانطور که شاعر میفرماید: «مرد را دردی اگر باشد خوش است.»
