بهجای جُستن کلیدهایی که هیچ قفلی را باز نمیکنند، باید در پی شاهکلید بود. شاهکلید، کلیدی است که همهٔ قفلها را باز میکند. این شاهکلید، سه حرف دارد.
در جستوجوی شاهکلیدِ سهحرفی
این شاهکلیدِ سهحرفی، نه خدا است و نه شاه. خدا نیست چون در بسیاری اوقات، خدایی که افراد میپرستند بیش از آنکه با خدای حقیقیِ یگانه که از جنس عشق است1 نسبتی داشته باشد، یک بُت ذهنی است که به پیروانش القا میکند از دیگران برترند و سایرین همه گمراهانیاند که باید راهی جهنم شوند. این خدایانِ ذهنساختهٔ دروغین، جنگهای بیحاصل میافروزند و نه برای «وصل کردن»، که برای «فصل کردن» آمدهاند.2
شاهکلیدِ سهحرفیِ یادشده، شاه هم نیست؛ چون شاهان زیادی در طول تاریخ بودهاند که بهجای برپایی یک حکمرانیِ خوب، بیلیاقتی یا سفّاکیِ خود (یا هر دو) را نشان دادند. در بهترین حالت نیز اغلبِ شاهان بهسمت حکمرانیِ مُطلقه یا همان استبداد پیش رفتند؛ چیزی که در کشور ما یعنی ایران، تبدیل به بیماریای مزمن و کهنه در امر حکمرانی شده و همهٔ تلاشها در طول تاریخ، بهویژه پس از انقلابِ مترقیِ مشروطه، نتوانسته قدرت مطلقه را که همواره در قالبِ فردی غیرپاسخگو در رأس حاکمیت متجلی شده است، مهار کند.
در واقع، امید بستن به اینکه همهٔ قدرت را به کسی بدهی، او را مادامالعمر در قدرت نگه داری و توقع داشته باشی آدم خوبی بماند و از قدرتِ مطلقهٔ خویش سوءاستفاده نکند، امیدی کاملاً واهی است. این میزان خویشتنداری فقط از انسان کامل ساخته است و در سپهر کنونی سیاست در جهان، هیچکس ــ مطلقاً هیچکس ــ چنین ویژگیای ندارد.
چرا قدرت، بهویژه قدرت مطلقه، افراد را فاسد میکند؟
آزمایش زندان استنفورد، که در سال ۱۹۷۱ توسط فیلیپ زیمباردو3 انجام شد، نشان داد که چگونه افراد عادی میتوانند با قرار گرفتن در جایگاه قدرت، فاسد شوند. شرکتکنندگان در این آزمایش به دو گروهِ نگهبان و زندانی تقسیم شدند، و طولی نکشید که نگهبانان شروع به سوءاستفاده از قدرت خود کردند و رفتار تحقیرآمیز و خشونتآمیز نسبت به زندانیان نشان دادند.
پژوهشها در حیطهٔ مغز نیز نشان داده است که قدرت میتواند بر نحوهٔ عملکرد مغز آدمی تأثیر بگذارد. بهطور خاص، قدرت میتواند منجر به کاهش همدلی، افزایش احساسِ استحقاق4 و تغییر در تصمیمگیری شود. این تغییرات در عملکرد مغز میتواند به توضیح برخی از رفتارهای منفیِ مرتبط با قدرت کمک کند، مانند فساد، سوءاستفاده از قدرت و خشونت.
بهعنوان نمونه، مطالعهای که در سال ۲۰۱۲ در مجلهٔ علوم اعصاب شناختیاجتماعی و عاطفی5 منتشر شد، نشان داد که قدرت میتواند فعالیت را در مناطقی از مغز که با همدلی مرتبط هستند، کاهش دهد. مطالعهای دیگر که در سال ۲۰۱۴ در نشریهٔ شخصیت و روانشناسی اجتماعی6 منتشر شد، نشان داد که قدرت میتواند احساس استحقاق را در افراد افزایش دهد. و مطالعهای که در سال ۲۰۱۵ در نشریهٔ علوم اعصاب7 منتشر شد، نشان داد که قدرت میتواند نحوهٔ تصمیمگیری افراد را تغییر دهد و آنها را به سمت تصمیمگیریهای مخاطرهآمیزتر سوق دهد.
با این حساب، تفویض قدرت به افراد بهشکلی که دیگر خود را مجبور به پاسخگویی در برابر دیگران نبینند، خطایی بزرگ و غیرخردمندانه است. در تمام طول تاریخِ ایران، یا شخصیتی چون شاه در رأس قدرت بوده که او را دارای فرّه ایزدی و لذا وصل به تأییدات و الهاماتِ خداوندی میدانستند (و به این شکل، پادشاهیِ او را به سلطنتِ مُطلقه تبدیل میکردند)؛ یا فردی چون یک حاکم مذهبی، که او را نیز متصل به الوهیت میپنداشتند و هر اندیشه و عمل او را به خدا (همان خدای ذهنساخته) نسبت میدادند.
گویی خدا ــ شاه، خدا ــ سلطان یا خدا ــ حاکم، پندارهای بوده که ذهن جمعی (ذهنِ جمعیِ بیمار) ساخته و ادامه دادنِ این روند، به بیماریِ استبداد در حکمرانی دامن زده و مسیر را بهسمت درمان و شفا نبُرده است. پس این ذهن جمعی را باید با شاهکلید درست، شفا داد؛ و این شفای جمعی زمانی حاصل خواهد شد که هر کس خودش، آن شاهکلید را در وجودِ خویش به ظهور برساند.
آن شاهکلید سهحرفی چیست؟
آن شاهکلید، خرد است. چرا که حتی خدا را با نورِ خرد میتوان شناخت، و با همین نور خرد است که میتوان تشخیص داد چه کسانی با چه نوع تفکر و دیدگاهی میتوانند رهبران خوبی برای جامعه باشند.
باشد که ایرانیان، همچون فردوسی که ستایشگر خرد بود8، در آزمون تاریخیِ که پیش روی خود دارند این بار خرد را انتخاب کنند که در این بهترین انتخاب، حالشان هم به بهترین حال متحول خواهد شد و دعای لحظهٔ تحویل سال به استجابت خواهد رسید.9
خرد چیست و چه ویژگیهایی دارد؟
خرد، از جنس بافتههای ذهنی نیست. نُشخوارِ گذشته و هراس از آینده نیست. خرد، نور است؛ نورِ آگاهی.
برای همین، در خردْ هیجان نیست. شورمندی هست اما خریّت نیست. احترام هست اما از افراد عادی بُت ساختن نیست. خرد، فاصله گرفتن از سطح واقعیت است برای حضور در عمق حقیقت. خرد، از جنس مشاهده است؛ از جنس دیدار. در خرمندی است که چشم دل باز میشود. خرد، از جنس سکوت است. و در سکوت، ارتعاشِ نور و آرامش را به هستی فرستادن.
خرد، طرفداریِ بدون شعار است. خود را به بازیهای سیاسی آلوده نکردن است. اما خرد، خود را از سیاست کنار کشیدن نیست. خرد، در زمینِ درست بازی کردن است. و چون زمان انتخاب فرا برسد، با خرد است که میتوان قدمی برداشت که در آینده هم بتوان از آن دفاع کرد.
خرد، همان فرّه ایزدی10 است. کسی که خرد دارد، شاهِ وجودِ خویش است و چنین شاهی را نمیشود به بردگی کشاند. و ملّتی که خردمند شده باشد، تصویر جمعیِ آن شاه را در بیرون، در قالبِ نظام حاکم بر جامعه، متجلّی خواهد کرد. و شاهکلید رهایی، همین است.
از پسِ این سالهای بس سیاه
وقت برگشتن شده، برگشتِ شاه
شاهِ شاهان، کوروشِ ایرانزمین
روحِ پاک و خالصِ این سرزمین
نور بر ظلمت شود پیروز، هان!
با امید و عشق از ایران بخوان…11
▫️علیاکبر قزوینی
- ملتِ عشق از همه دینها جداست/ عاشقان را ملت و مذهب خداست. (مولانا، مثنوی معنوی) ↩︎
- تو برای وصل کردن آمدی/ نی برای فَصل کردن آمدی! (همان) ↩︎
- Philip Zimbardo ↩︎
- احساس استحقاق (sense of entitlement) به این معناست که فرد در باور خویش، خود را برتر از دیگران میداند. لذا خود را محق میبیند که با او طور ویژهای رفتار و امتیازات خاصی به او داده شود. ↩︎
- Social Cognitive and Affective Neuroscience ↩︎
- Journal of Personality and Social Psychology ↩︎
- The Journal of Neuroscience ↩︎
- خرد بهتر از هر چه ایزد بداد/ ستایش خرد را به از راه داد// خرد رهنمای و خرد دلگشای/ خرد دست گیرد به هر دو سرای… (فردوسی، شاهنامه، آغاز کتاب، ستایش خرد. ادامهٔ سخن فردوسی را اینجا میتوانید بخوانید.) ↩︎
- …حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ/ خدایا! حال ما را به بهترین حال متحوّل بگردان. ↩︎
- فَرّه ایزدی یا فرّ کیانی مفهومی است که در تاریخ و ادبیات ایران به آن پرداخته شده است. این مفهوم بهطور خلاصه بهمعنای نور ایزدی یا نیروی الهی است که به پادشاهان و حاکمان شایسته اعطا میشد. باور بر این بود که فرّه ایزدی از جانب اهورامزدا به پادشاه داده میشود و او را در ادارهٔ امور کشور و حفظ عدالت یاری میکند. در ادبیات فارسی، بهویژه در شاهنامهٔ فردوسی، بارها به فرّه ایزدی اشاره شده است. در این اثر حماسی، پادشاهان افسانهای و تاریخی ایران باستان با فرّه ایزدی به قدرت میرسند و با مدد آن، بهعدالت رفتار میکنند. ↩︎
- ابیات از نگارنده است. ↩︎
