هر آنچه مرا نکُشد… چه‌کارم می‌کنه؟!

«هر آنچه مرا نکُشد، قوی‌ترم می‌سازد.» این جمله منسوب به نیچه، فیلسوف مشهور آلمانی است. نمی‌دانم نیچهٔ عزیز و بزرگوار این جمله رو در چه بافتار و زمینه‌ای گفته یا به عبارتی شأن نزول آن چه بوده…

(البته طبق این صفحه از ویکی‌گفتاورد فارسی، این جمله به شکل کامل «آنچه مرا نکُشد، نیرومندترم می‌سازد؛ این را در مدرسهٔ جَنگِ زندگی آموخته‌ام» توی کتاب «غروب بت‌ها» (نکته پردازی‌ها و خدنگ‌اندازی‌ها، بند ۷) اومده، اما الان هم حالش رو ندارم و هم و قتش رو که برم ته و توی این جمله رو در بیارم؛ خودم دارم اذعان می‌کنم دیگه، چرا می‌زنی؟!)

…اما …اما از اونجا که این جمله بسیار بسیار در کلاس‌ها و سمینارهای موسوم به «انگیزشی» برای باد کردن ملت استفاده می‌شه، می‌خوام یک مقدار با این جمله کُشتی بگیرم (انشاءالله که ضربه فنی نشم، بگو بشمار!).

(ولی واقعا جرأتی می‌خواد با جملهٔ جناب نیچه، که هیبت‌اش رو در تصویر پایین تماشا می‌کنید، کشتی بگیری… خوبه بنده‌خدا مُرده، البته باید از مرید‌های چشم و گوش بسته بیشتر ترسید!)

فردریش نیچه
فردریش نیچه… ماشاءالله چه هیبتی 🙂

به هر حال… اما بیایید این جمله رو کمی واکاوی و کالبدشکافی کنیم با عنایت به همون کلاس‌های انگیزشی فوق‌الذکر. معمولا یک آدم خوش‌تیپ و خوش‌صحبت بالای سن می‌آد و می‌گه من فلان بودم و از فلان جا به فلان جا رسیدم و… همون‌طور که نیچه می‌گه: «هر آنچه مرا نکُشد، قوی‌ترم می‌سازد.»

ملت هم کف می‌کُنن و کف می‌زنن و به هم «های فایو» (بزن قدش) می‌دن و احساس می‌کنن الان دیگه کوه هم جلودار اونها نیست… اما فردا یا حتی چند ساعت بعد یا چند روز بعد (بالاخره بعد از مدت نسبتا کوتاهی)، با یک نیشگون کوچولوی زندگی تمام پُف‌‌شون می‌خوابه و احساسِ له‌شدگی و ناتوانی و استیصال تمام وجودشون رو فرا می‌گیره. (و تو دلشون یا علنی، تمام جد و آباد نیچه خدابیامرز رو جلوی چشمش میارن!)

علت چیه؟ آیا ایراد از این جمله‌اس؟

بریم سراغ بخش اول جمله، یعنی «هر آنچه مرا نکُشد…» بله دوستان، هر آنچه مرا نکشد، طبق مشاهدات من، و احتمالا مشاهدات و تجربیات دست‌اول خود شما، لزوما من (منِ نوعی) رو قوی‌تر نمی‌کنه.

شاید آدم نمیره، اما ممکنه کاملا خرد و خاکشیر بشه. ممکنه کاملا له بشه. ممکنه بره ته چاه افسردگی و دیگه بالا نیاد.

الکی که نیست، فشارهای زندگیه و روان آدم‌ها هم ممکنه همه به یک اندازه توانا و توانمند و در برابر حوادث تاب‌آور نباشه. اگه مثلا آدم مهارت سخت‌جانی رو نیاموخته باشه، ممکنه جسمش نمیره اما شاید روحش و جانش به مرگی خاموش دچار بشه.

این جمله چه‌جوری درست میشه؟

در واقع این جملهٔ «هر آنچه مرا نکُشد، قوی‌ترم می‌سازد» درسته ــ اما بشرطها وشروطها.

هر آنچه مرا نکُشد، می‌تواند مرا قوی‌تر سازد… به شرط اونکه در کوران حوادث و در این دامگه بلا، «خضر»ی باشه که دست آدمی رو بگیره و راه درست را به او نشان بده.

قطع این مرحله بی همرهیِ خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی (یا گم-راهی؛ یعنی اینکه راهت رو گم کنی)

واقعیت اینه دوستان که اگه ما در فشارهای زندگی، راه‌بلد نداشته باشیم، با تکرارِ طوطی‌وارِ «هر آنچه مرا نکُشد، قوی‌ترم می‌سازد» خیلی به جایی نخواهیم رسید.

باید کسی باشه که بعد از اینکه ما این جمله رو گفتیم (و این امید حقیقی در قلب ما روشن شد که می‌تونیم از این بلا و فشار گذر کنیم و واقعا «قو‌ی‌تر» بشیم)، دستِ ما رو بگیره و در این مسیرِ پرفراز و نشیب و پر پیچ و خم، از دل تونل‌های تاریک و از دل ناکامی‌ها و ناامیدی‌ها و یأس‌ها، راهِ برون‌رفت و راهِ نور رو به ما نشون بده.

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان، وین راهِ بی‌نهایت…

حالا اون «فرد»،‌ می‌تونه در قالب کتاب‌هایی باشه، در قالب آموزش‌هایی، یا واقعا یک فرد در قالب استاد یا مربی، ما رو کمک کنه که «بینش‌ها» و «نگرش‌ها» (نظام ارزشی و باورها) و «مهارت‌های» لازم رو در خودمون ایجاد کنیم:

تا حتی اگه تریلی ۱۸ چرخ از وسط زندگی‌مون رد شده و زلزله و طوفان زندگی‌مون رو از هم پاشونده و غلتکِ پاچه‌بُزی هم از رومون رد شده (دوستانی که راه‌سازی خوندن یا کار کردن می‌دونن غلتک پاچه‌بزی چیه!)، باز هم بتونیم خودمون رو از نو بسازیم؛

و نه‌تنها نذاریم اون حوادث خراشی بر روانِ ما بگذاره، بلکه به وجودی سرشار از عشق و نور تبدیل بشیم که هر آدمی هم در طیف ما قرار می‌گیره، حالش بهتر بشه.

غلتک پاچه‌پزی
غلتک پاچه‌پزی… گاهی ممکنه یکی از اینا قششششششنگ از رو آدم رد بشه…

استاد و مربی حتی ممکنه گاهی ما رو دعوا کنن، ممکنه حرفاشون حال ما رو بد کنه، اما علتش اینکه اونا در حقیقت دارن سیاهی‌های درون ما رو هم می‌زنن و بالا میارن تا از وجود ما خارج بشه. و دیدن اون سیاهی‌ها هست که حال ما رو بد می‌کنه. ولی وقتی اون حجمِ سیاهی از درون ما خارج میشه، بعدش عجیب حالمون خوب می‌شه.

آره، اینطوریه (و از دل این راهِ سخت و صعبه) که «هر آنچه مرا نکُشد، قوی‌ترم می‌سازد.»

تصویر استوری اینستاگرام
«آنچه مرا نکُشد…» را به شکل سوالی در استوری اینستاگرام گذاشته بودم تا مخاطبان، بخش دوم جمله را از نگاه خود تکمیل کنند. بهترین پاسخ رسیده، به نظر من، همین پاسخ بود که خانم فریبا زنوزی (روان‌شناس) نوشته بودند.

بعدالتحریر:

گفتنِ جملهٔ «هر آنچه مرا نکُشد، قوی‌ترم می‌سازد» در سمینارها و کلاس‌های انگیزشی، و به هیجان آوردن ملت، ذاتاً ایرادی نداره؛ حداقلش اینه که این جمله در ذهن‌شون حک می‌شه و شاید بالاخره برن دنبال اینکه به مصداق این جمله تبدیل بشن.

بالاتر هم اگر طنزگونه نقد کردم، بیشتر برای جلب توجه شما و کمی تفریح بود. اما… اما ایراد خیلی از این کلاس‌های انگیزشی اینه که به شما نمیگن اگه قراره «هر آنچه مرا نکُشد، قوی‌ترم می‌سازد» در زندگیِ شما تجلی پیدا کنه، راهش خیلی سخت و دشوار ــ هرچند شدنی ــ هست.

من به «سطحی بودن» این سمینارها و کلاس‌های انگیزشی همیشه انتقاد داشته و دارم؛ و علتِ اینکه از پسِ این همه کلاس و سمینار جماعتی بیرون نیومده که حالش ــ فارغ از شرایط ــ خوب باشه، همینه که یکی بهشون نگفته اگه می‌خوای واقعا زندگی‌ات تغییر کنه و اگه می‌خوای زندگی‌ات رو و خودت رو «از نو بسازی» (reinvent کُنی)، یه بار باید تا تهِ تهِ ته‌اش، پای «درد» این نوسازی وایسی.

اما… اما اگه پای دردش وایسادی، و استاد و مربیِ کاربلد و راه‌بلد داشتی، بدون که «نور» در انتظارته… شادیِ حقیقی و گنج…

▫️علی‌اکبر قزوینی

دیدگاه‌ها

26 پاسخ به “هر آنچه مرا نکُشد… چه‌کارم می‌کنه؟!”

  1. زیبا نیم‌رخ

    هرچیز که مرا نکشد دلتنگ و غمگینم می کند.
    من با زور و جبر و ترس قوی تر نمیشم!

    1. علی‌اکبر قزوینی نیم‌رخ

      ممنونم از اینکه دیدگاه خود را نوشتید. اما خوب است بدانیم که ما همواره می‌توانیم «انتخاب» کنیم. می‌توانیم انتخاب کنیم که دشواری‌ها و مسائل صعب را «زور و جبر و ترس» بدانیم، و «دلتنگ و غمگین» شویم؛ یا اینکه آنها را «نیروهایی که برای ساختن من آمده» در نظر بگیریم و لذا «به پا خیزیم و در نوسازی و بازآفرینی خود» شریک آن نیروهای وحشی و اصیلِ زندگی شویم.

      البته می‌دانم و در مقاله هم نوشته‌ام که راحت نیست، سخت است؛ اما شدنی است. و اگر آدمی یک بار پای دردِ این «شدن» بایستد، خیلی رشد می‌کند. به جاهایی می‌رسد که الان تصورش هم نمی‌تواند کند.

      1. محراب نیم‌رخ
        محراب

        هرآنچه مرا نکشد
        پر از حس نفرت و انتقامم میکند برای روزی که از گور برگردم.

        1. علی‌اکبر قزوینی نیم‌رخ

          خشم کمکی به هیچ‌کس نمی‌کند. پیشنهاد می‌کنم رویکرد دیگری را در پیش بگیرید.

      2. بهروز نوبخت نیم‌رخ
        بهروز نوبخت

        با عرض سلام و ارادت خدمت شما.
        مدتهای زیادی بود که خودم با این گفته نیچه و مفهوم پنهان آن مشگل داشتم. در حقیقت تجربیات شخصی من دو تاثیر متفاوت را در برابر شدائد زندگی پبش بینی میکند. با توجه به روحیات و ظرفیت روانی متفاوت در اشخاص ، نتیجه ممکن است به دو صورت حاصل شود . یا شکنندگی ، یا ارتقاء سطح توانمندی آنهم پس از طی مراحلی که بر اساس گذر زمان مقاومت و یا منطق ما را در برابر گرفتاریها افرایش دهد . در اکثر مواقع قابلیت انطباق انسانها در شرایط خاص ، وادارمان میکند تا با بکار افتادن مکانیزم دفاعی ، سعی کنیم از پای ننشینیم و برای زنده ماندن تلاش کنیم. اما مهمترین اتفاق این است که زندگی مانند قبل نخواهد بود و ای بسا کیفیتش را کاملا از دست خواهد داد و برای باز سازی آن ، تلاش بسیار همراه با صرف زمان ، اجتناب ناپذیر است .

    2. بهنام نیم‌رخ
      بهنام

      این دیگه تحلیل نداره برادر
      منظورش میدونی چیه؟هرمشکلی نیست که،بامثال میگم بهتر جابیفته،دیدین اکثر ادمایی که خیلی موفقن،کارخونه دارای بزرگ،دانشمندا،و…زندگی کودکیشون اکثرا نه همه،خیلی خیلی پر سختی بوده،نمردن از اون سختیها ولی قدرتمند شدن.

  2. سيداميرحسين احمدي نیم‌رخ

    ممنونم استاد عزیز
    عالی بود مثل همیشه

  3. محمد نیم‌رخ
    محمد

    من نمیدونم چرا هرچی اوضاعه اقتصادی و سیاسی مملکت آشفته میشه این عزیزان موفق باز بازارشون رونق میگیره و بساط پول به جیب زنیشون به پا میشه عزیزان دل برادر مشکل جای دیگس بیخود مردم و سرکار نذارید به مردم راه کج و نشون ندین این اوضاعی که تو مملکت ما برپاست بیل گیس و استیو جابزم بودن الان کنار خیابون دست فروشی میکردن

    1. علی‌اکبر قزوینی نیم‌رخ

      متوجه نشدم خطاب شما با کیست. به هر روی، عده زیادی در این فضا و شرایط صادقانه دارند کار می‌کنند؛ و هر کسی می‌تواند انتخاب کند خود را اسیر شرایط بداند یا امیر آن.

  4. nlp نیم‌رخ

    هر آنچه مرا نکشد، قوی ترم میسازد… بسیار جمله عمیقی هست و شما با مثالهای کاربردی و قلم روانی که دارید بخوبی این مطالب رو تحلیل می کنید. با آرزوی موفقیت برای شما

    1. علی‌اکبر قزوینی نیم‌رخ

      ممنونم از اینکه مطلب را مطالعه کردید. بله واقعا جمله‌ای است که بسیار باید به آن دل داد و درباره‌اش اندیشید.

  5. saleh نیم‌رخ
    saleh

    محتواهای شما عااالیه.

  6. ehsan نیم‌رخ

    غلتک پاچه پزی دیگه خیلی باحاله

  7. علی حافظی نیم‌رخ

    مطلب جالبی بود. بسیار ممنون

  8. مریم نیم‌رخ

    سپاس از شما و نوشته های منحصر بفرد تون

  9. سعید بیگی نیم‌رخ

    سلام آقای قزوینی عزیز
    شما دقیقا درست می فرمایید. من در سایت های اینترنتی سال هاست وبگردی می کنم و شاهدم بسیاری از آقایان فقط برای پر کردن جیب مبارک! ـ به عده ای که به قول شما صادقانه کار می کنند و به دیگران تا رسیدن به مقصد کمک می کنند، کاری ندارم ـ در چند جلسه یک شور و حال ساده در افراد ایجاد می کنند که خیلی زود فروکش می کند و آنان پس از چند روز، احساس بدبختی و زیانی بزرگ تر از قبل می کنند و چه بسا انگیزۀ نفس کشیدن را نیز از دست بدهند.
    سوء استفاده از کلمات قصار نویسندگان، فلاسفه و دانشمندان بسیار غیر انسانی است و نباید دستاویز افراد کم بضاعت پول دوست و پول پرست شود. کاش نهادی وجود داشت تا جلوی کارکردن انان را می گرفت. متاسفانه جای خالی این نهاد متخصص و قانونمند بسیار احساس می شود. باز هم از توضیحات جالبتون ممنونم.

  10. محمد نیم‌رخ
    محمد

    خوب…. این آقای خضر کی هست حالا ؟

    1. علی‌اکبر قزوینی نیم‌رخ

      ممنون از توجه شما؛ در مقاله مصادیق آن توضیح داده شده است.

    2. عمو ترامپ نیم‌رخ
      عمو ترامپ

      منظور نیچه اینجا از قوی شدن مقاوم شدن یا همون پوست کلفت شدن در مقابل مشکلات زندگیه ،، درست مث ما ایرانیا که دیگه نه پراید ۱۲۰ میلیونی نه تخم مرغ ۵۰ هزار تومانی بهمون فشار نمیاره

  11. سید مرتضی میرسراجی نیم‌رخ
    سید مرتضی میرسراجی

    سلام جناب قزوینی عزیز

    بنده «میرسراجی» هستم در مجله «دانشمند» ، بخش «عجایب نامه» و تاریخ علم را می نوشتم. همیشه در ذهن من هستید. متوجه شدم به «کانادا» مهاجرت کردید. جای شما در «ایران» همیشه خالی است. خیلی دوست دارم از طریق واتساپ با شما در ارتباط باشم. برای شما انسان مثبت آرزوی موفقیت روز افزون دارم.

    1. علی‌اکبر قزوینی نیم‌رخ

      درود جناب میرسراجی عزیز. بله شما را خوب به خاطر دارم 🙂 روزگار خوبی بود در مجلهٔ دانشمند با همکاری دوستان نازنینی چون شما. برایتان ایمیل می‌فرستم بابت ارتباط از طریق واتساپ.

  12. علی نیم‌رخ
    علی

    هر اتفاقی و هر انسانی برای شما یک معلم است. حوادث زندگی به طور عجیبی حساب شده و برای ساختن ما و متناسب با توانایی ما رخ می دهد تا شاید درک کنیم و رو به تکامل برویم و این خود یکی از دلایل وجود یک خالق و مربی برتر است. در مورد جمله نیچه باید گفت هر چه اتفاق می افتد برای قوی تر شدن ماست و اتفاق خنثی یا منفی در زندگی نداریم.

  13. مجید جعفری مراد زنجان 09126413359 نیم‌رخ
    مجید جعفری مراد زنجان 09126413359

    تحلیل جالبی بود
    سپاس
    استفاده کردم

  14. مهتا خوش یمن نیم‌رخ
    مهتا خوش یمن

    با فهمیدن و لمس کردن درس و تجربه آنچه که مرا نکُشت ؛ میتوانم نیرومندتر و قوی تر از قبل پیش برم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *