برای بستن، ESC را بفشارید

سفیر کشور روسیه هنگامی که در یک گالری هنری در ترکیه سخنرانی می‌کرد، از سوی یکی از کسانی که برای محافظت از او گمارده شده بود، مورد سوء قصد قرار گرفت و جان سپرد. این خبر، واقعاً شوکه‌کننده بود و رفتار قاتل در برابر دوربین‌های رسانه‌ها، به ابعاد ماجرا اضافه کرد. در این پادکست، به این موضوع پرداخته‌ام که آیا اصولاً باید این نوع خبرها را دنبال کرد، چه نوع رفتاری در برابر این نوع اتفاقات مناسب‌تر است، و چرا فضای مجازی فارسی به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی، از جوک ساختن برای رویدادها ــ حتی واقعه‌ای چنین تلخ ــ دست‌بردار نیست و در برابراین مزه‌پرانی‌ها بهتر است چه واکنشی نشان بدهیم.

شاید کلاس دوم دبستان بودم که نخستین بار این فکر از ذهنم گذشت: نخودچی‌ها را بگیرم و با گوشتکوب خُرد و آرد کنم، داخل بسته‌های کوچک پلاستیکی بریزم، درشان را منگنه بزنم، یک کارتن بردارم، آن را سر و ته کنم و این بسته‌ها را رویش بچینم، جلوی در خانه‌مان بنشینم و آنها را به بچه‌های دیگر بفروشم.

خبر را حتماً شنیده‌اید. اینکه سنای آمریکا تحریم‌ها علیه ایران را برای ده سال دیگر تمدید کرد. حالا بحث‌های دوستانه و دورهمی و خانوادگی و دفاتر کار و غیره پر می‌شود از تحلیل‌های سیاسی راجع به تحریم و قیمت دلار و اینکه چه خواهد شد و اوه اوه اوه!

آیا برای پول درآوردن باید با فیل کُشتی گرفت؛ یا اینکه می‌توان خیلی راحت‌تر و آسان‌تر ــ و البته از راه‌های درست ــ جریانی پیوسته از پول و درآمد ایجاد کرد؟ من معتقدم که می‌شود، و عصر حاضر بهترین زمان برای این کار در طول تاریخی است که تاکنون جهان به خود دیده است. همراه من باشید تا در این مقاله، چشمه‌هایی از این دنیای جدید را با هم سیاحت کنیم.

کارآفرینی یا کارمندی؟ این سؤالی است که این روزها خیلی از ما از خودمان می‌پرسیم. واقعیت این است که دنیا تغییر کرده؛ و به‌ویژه معنا و مفهوم کارمندی دیگر آن چیزی نیست که حتی ۱۰ سال پیش بود. این مقاله، این تغییرات ظریف و در عین حال عمیق را تشریح می‌کند و به شما کمک می‌کند دید بهتری دربارۀ رویکرد پرطرفدار «کارآفرینی» پیدا کنید.

با اینکه در کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل» (لقمۀ ۳۴) بر این نکته تأکید کرده‌ام که یادگیری و تسلط بر تایپ ۱۰ انگشتی فارسی و لاتین چقدر مهم است،‌ چطور کارهایمان را سریع‌تر و بهتر پیش می‌برد و زمان زیادی را هم برای ما ذخیره می‌کند،‌ باید اعتراف کنم که هنوز خودم بر این شیوۀ تایپ مسلط نیستم و هر بار که می‌خواستم این مهارت را تمرین کنم، آن را پشت گوش می‌انداختم.

واقعیت این است که کارآفرین بودن را نادرست به ما نشان داده‌اند. فکر می‌کنیم برای کارآفرینی، باید حتماً ریسک‌های عجیب و غریب بکنیم، چند بار ورشسکت شویم، حسابی بالا و پایین شویم و دنیا تابمان بدهد تا بشود به ما گفت «کارآفرین». اما حتی برخی از بزرگ‌ترین کارآفرینان دنیا ــ مثل بیل گیتس ــ هم احتیاط‌های لازم را لحاظ می‌کردند: بی‌گدار به آب نمی‌زدند و کله‌خری پیش نمی‌رفتند. این مقاله، دربارۀ این موضوع، و همچنین «خلاقیت» که ارتباطی تنگاتنک با کارآرفرینی دارد صحبت می‌کند، و سه کتاب ارزشمند را که می‌تواند به کار شما بیاید معرفی می‌کند.

پرداخت دستمزد بر اساس تعداد ساعاتی که یک نفر کار کرده است، معمول‌ترین روش برای محاسبۀ حقوق است. اما این روش، که شاید زمانی پاسخی خوب برای شرایط و نیازهای جامعه بوده است، در عصر حاضر روز‌به‌روز بیشتر کارایی خود را از دست می‌دهد. اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، لازم است تفکر خود را در خصوص «دریافت دستمزد ساعتی» تغییر بدهید. این مقاله، رویکردی تازه را به شما معرفی می‌کند.

چند روز پیش به «واندرلَند» (Wonderland) یا سرزمین عجایبِ کانادا در تورنتو رفته بودم؛ جایی بزرگ پر از وسایل بازی در مقیاسی بسیار فراتر از شهر بازی که قدیم‌ها نزدیک پارک وی بود. یکی از چیزهایی که دوست داشتم حتماً سوار شوم، ترن هوایی بود که در انگلیسی به آن roller coaster می‌گویند. و یکی از ترن هوایی‌های این واندرلند، در کانادا اولین است و در دنیا هشتمین: از لحاظ ارتفاع (بلندی) و مسافت (یا طویل بودن).