نویسنده: alialice

  • لقمه کردن فیل، ۵: هر بار روی یک فعالیت کاری تمرکز کنید

    لقمه کردن فیل، ۵: هر بار روی یک فعالیت کاری تمرکز کنید

    پس از اینکه پروژۀ کاری خود را تعریف و تعیین کردید، هر بار فقط روی یکی از فعالیت‌های مربوط به آن تمرکز کنید و آن را به انجام برسانید. مثلاً اگر قرار است در این گام راجع به یکی از جنبه‌های کسب‌وکار خود در گوگل جست‌وجو کنید، زمان کاری خود را مشخص کنید (ابتدا و انتها)، و در تمام آن مدت فقط به همین یک کار بپردازید.

    اگر در حین جست‌وجو، سری هم به فیسبوک و تلگرام و اینستاگرام بزنید و در این میانه ایمیل‌هایتان را هم چک کنید و با همکاری گرم صحبت شوید و…، ‌ناگهان به خودتان می‌آیید و می‌بینید یک روزِ کامل کاری گذشته اما کاری که قصد انجامش را داشتید، همچنان نیمه‌کاره مانده است.

    نکته: یک راه برای تمرکز، فراهم کردن محیطی مناسب برای تمرکز است. و برای فراهم کردن این محیط، یک راهِ خوبش این است که «همۀ‌ گزینه‌های دیگر را از دسترس خارج کنید.» مثلاً، موبایل خود را سایلنت کنید و آن را در جایی غیر از میز کارتان قرار بدهید (یا پشت و رو روی میز کار بگذارید تا notificationها یا آگاه‌سازی‌های آن، حواستان را پرت نکند)؛ اگر با اینترنت کار ندارید، آن را قطع کنید یا سایر پنجره‌های مرورگر را ببندید؛ هدفونی روی گوشتان بگذارید و….

    ▫️علی‌اکبر قزوینی


    کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل: ۱۰۱ نکتۀ کوتاه و کاملاً کاربردی برای به انجام رساندن کارهای روزانه، به‌ویژه برای کارآفرینان اینترنتی»

    کتاب رایگان «لقمه کردن فیل» را همین حالا دانلود کنید و با ۱۰۰ روش دیگر برای لقمه کردن فیل آشنا شوید!

  • لقمه کردن فیل، ۴: هر بار فقط روی یک پروژه تمرکز کنید

    لقمه کردن فیل، ۴: هر بار فقط روی یک پروژه تمرکز کنید

    فرصت‌های کسب‌وکار در دنیای امروز، مخصوصاً در حیطۀ کارآفرینی اینترنتی، از در و دیوار می‌ریزند. روزی نیست که یک ایمیل جدید با پیشنهادی جدید برای پول درآوردن به روشی جدید سر از میل‌باکس ما در نیاورد. گاهی احساس می‌کنیم در برابر این همه انتخاب قادر به تصمیم‌گیری نیستیم، یا وسوسه می‌شویم فعالیتی را که تا نیمۀ ‌راهش آمده‌ایم، رها کنیم و سراغ فرصت تازه‌ای برویم که وعده می‌دهد زودتر و سریع‌تر می‌توانیم به درآمدسازی برسیم.

    سبُک و سنگین کردن پیشنهادها البته جای خود را دارد، اما تقریباً راهی نیست که بدون صرف وقت (و احتمالاً هزینه)، آموختن کلی نکات جدید و تجربه کردن بتوان به موفقیت رسید. پس اگر راهی که برای کارآفرینی و کسب درآمد برگزیده‌اید هنوز آینده‌دار است، بهتر است ابتدا آن را تمام کنید و به نتیجه برسانید؛ بعد اگر لازم شد سراغ راه‌های جدید بروید.

    نکته: این مسئله دربارۀ خیلی از امور دیگر هم مصداق دارد. در حال خواندن کتابی هستید که می‌دانید خواندنِ عمیق و درک کردن مطالب آن و به کار بستن‌شان، توانایی‌های شما را چندین پله ارتقا می‌دهد. در این میانه، با کتاب جدیدی آشنا می‌شوید که در همان زمینه است و می‌گوید که این موضوع را از چشم‌انداز تازه‌ای بررسی کرده است. وسوسه می‌شوید کتاب فعلی را نیمه‌کاره رها کنید و سراغ کتاب جدید بروید. در میانه‌های خواندن کتاب دوم، باز کتاب دیگری چشم‌تان را می‌گیرد. تا به خودتان بیایید، چند کتاب نیمه‌خوانده دارید با اطلاعاتی درهم و مغشوش. مَثَلی هست که می‌گوید: «بهتر است یک سیب را کامل بخوریم تا این‌که چند سیب را فقط یک گاز بزنیم و دور بیندازیم!»

    ▫️علی‌اکبر قزوینی


    کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل: ۱۰۱ نکتۀ کوتاه و کاملاً کاربردی برای به انجام رساندن کارهای روزانه، به‌ویژه برای کارآفرینان اینترنتی»

    کتاب رایگان «لقمه کردن فیل» را همین حالا دانلود کنید و با ۱۰۰ روش دیگر برای لقمه کردن فیل آشنا شوید!

  • لقمه کردن فیل، ۳: هر روزِ خود را از شبِ قبل برنامه‌ریزی کنید

    لقمه کردن فیل، ۳: هر روزِ خود را از شبِ قبل برنامه‌ریزی کنید

    بسیار مهم است که بدانید قرار است فردا وقت خود را صرف چه کارهایی کنید. همچنین، ‌بهتر است برنامه‌ای مشخص برای هفتۀ پیشِ روی خود هم داشته باشید. می‌توانید هر جمعه، کمتر از نیم ساعت را برای برنامه‌ریزی هفتۀ بعد صرف کنید، و هر شب در اواخر شب، برنامۀ ‌فردای خود را بریزید. همچنین در انتهای ماه،‌ برنامۀ کلیِ ماه بعد را تعریف کنید. این برنامه‌ریزی‌ها،‌ در راستای هدفی هستند که طرح‌ریزی آن در لقمۀ ۲ شرح داده شد.

    به یاد داشته باشید که برایان تریسی می‌گوید هر دقیقه‌ای که برای برنامه‌ریزی صرف شود، ۱۰ دقیقه از زمان اجرا را (که به خاطر متمرکز نبودن و افکار پراکنده داشتن هدر می‌رود) کاهش می‌دهد. یعنی فقط با ۱۰ دقیقه صرف وقت شبانه برای برنامه‌ریزی فعالیت‌های روز بعد، ۱۰۰ دقیقه (حدود دو ساعت) از فردای خود را از هدر رفتن نجات می‌دهید و به عبارت دیگر، بازده خود را ۱۰ برابر می‌کنید.

    نکته: آدمیزاد روبات نیست و کمتر روزی از زندگی است که طبق پیش‌بینی‌ها و برنامه‌های ما پیش برود. ضمناً قرار نیست که ما اسیر برنامه‌های نوشته‌شده توسط خودمان باشیم. اما وقتی روز خود را برنامه‌ریزی می‌کنیم، ‌بهتر می‌توانیم برنامه را با توجه به امور پیش‌بینی‌نشده تغییر بدهیم، در برابر درخواست‌های دیگران ــ مثلاً «بیا برویم بیرون چرخی بزنیم!» ــ قاطعانه‌تر می‌توانیم تصمیم بگیریم (چه پاسخ مثبت بدهیم چه منفی)، و از هدر دادن وقت به صورت ناخودآگاه (مثل وقت‌گذرانی بی‌حاصل در شبکه‌های اجتماعی) بیشتر در امان خواهیم بود. در یک کلام، هر طور که حساب کنیم، برنامه‌ریزی ماهانه/هفتگی/روزانه از قبل، به نفعمان است!

    ▫️علی‌اکبر قزوینی


    کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل: ۱۰۱ نکتۀ کوتاه و کاملاً کاربردی برای به انجام رساندن کارهای روزانه، به‌ویژه برای کارآفرینان اینترنتی»

    کتاب رایگان «لقمه کردن فیل» را همین حالا دانلود کنید و با ۱۰۰ روش دیگر برای لقمه کردن فیل آشنا شوید!

  • لقمه کردن فیل، ۲: «هدف نهایی» خود را در ذهن داشته باشید

    لقمه کردن فیل، ۲: «هدف نهایی» خود را در ذهن داشته باشید

    پیش از شروع به کار، باید بدانید به منظورِ چه هدفی دارید آن کار را انجام می‌دهید.

    از خودتان بپرسید:

    • چرا لازم است این کار را انجام بدهم؟
    • با انجام این کار، چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟
    • آیا این حاصل و ثمره، برای کسب‌وکار (که ممکن است مال خودم یا دیگری باشد) ارزشمند است؟
    • آیا روش بهتری برای رسیدن به این نتیجه وجود دارد؟

    اگر شما هدف نهایی را در ذهن داشته باشید (مثلاً افزایش ۱۰ درصدی درآمد شرکت، حذف فلان فرایند هزینه‌بر و وقت‌گیر و جایگزینی آن با روشی کارآمدتر، ایجاد ماهانه ۳ میلیون تومان از کسب‌وکار پاره‌وقتِ اینترنتی خود، رها کردن شغل کارمندی خود تا فلان تاریخ و…) و این هدف را مشخص و واضح در ذهن داشته باشید، آن‌ وقت آسان‌تر و بهتر می‌توانید طرح‌هایی با جزئیات دقیق‌تر و زمان‌بندی ماهانه/هفتگی/روزانه برای رسیدن به آن هدف پی‌ریزی کنید.

    نکته: گاهی ممکن است در این فرایند، دچار گیجی و پریشانی شوید و ده‌ها ایده به ذهن شما هجوم بیاورد و احساس کنید دست و پایتان بسته شده و بهتر است به همان روش معمول (یعنی دریافت حقوق در ازای پر کردن ساعات کاری) بچسبید. اما نترسید. ادامه بدهید و بدانید در نقطه‌ای، تصویر برای شما واضح خواهد شد.

    حتماً ــ حتماً ــ ایده‌ها و روش‌ها را بنویسید (ذهنی فکر نکنید؛ چون حاصلش فقط می‌شود خیال‌بافی). مطمئن باشید روشن‌تر شدن تصویر نهایی و نقشۀ راه برای شما، به معنای احتراز از تلف کردنِ وقت و انرژی فراوانی است که اقدام‌های کور و هیجانی موجب آن است.

    البته، بیش از حد هم نباید درگیر طرح‌ریزی شد و «هنر» این است که تشخیص بدهیم کجا وقت اقدام است؛ چون بسیاری از چشم‌اندازها تنها زمانی در برابر دید ما قرار می‌گیرند که اقدام را شروع کرده باشیم. هر چه بیشتر این کار را انجام بدهید، در این هنر ماهرتر می‌شوید.

    ▫️علی‌اکبر قزوینی


    کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل: ۱۰۱ نکتۀ کوتاه و کاملاً کاربردی برای به انجام رساندن کارهای روزانه، به‌ویژه برای کارآفرینان اینترنتی»

    کتاب رایگان «لقمه کردن فیل» را همین حالا دانلود کنید و با ۱۰۰ روش دیگر برای لقمه کردن فیل آشنا شوید!

  • لقمه کردن فیل، ۱: عادت‌های خوب و پشتیبانِ کارایی در خود ایجاد کنید

    لقمه کردن فیل، ۱: عادت‌های خوب و پشتیبانِ کارایی در خود ایجاد کنید

    معمولاً دست‌کم ۲۱ روز لازم است تا رفتاری را پیوسته و هر روز انجام بدهید تا آن رفتار به عادتِ شما تبدیل شود. «عادت» رفتاری است که آنقدر به وجود شما نشسته که «انجام ندادن» آن سخت‌تر از انجام دادنش است! در زمینۀ افزایش کارایی و بهره‌وری، پروراندن این عادت‌ها قطعاً می‌تواند برایتان مفید باشد:

    • تماشای تلویزیون را کم کردن یا اصلاً تلویزیون ندیدن (برنامه‌های مورد علاقۀ خود را ضبط کنید و بعداً ببینید؛ یا از اینترنت دانلود کنید و…)
    • موقع کار، اینترنت را قطع کردن (یا دست‌کم اطلاعیه‌های دریافت ایمیل، پست جدید در تلگرام و… را غیرفعال کنید)
    • موبایل را سایلنت کردن و در استراحت بین دوره‌های کاری (که بهتر است حدود ۹۰ دقیقه باشد) آن را چک کردن
    • مطالعه کردن
    • همکاران یا سایر اعضای خانواده را عادت دادن که وقتی گرم کار هستید به شما کار نداشته باشند (یک راهش می‌تواند این باشد که در گوش خود هدفون بگذارید حتی اگر هیچ چیزی با آن گوش نمی‌دهید!)
    • دو ساعت پیش از خواب ارتباط خود را با دنیای مجازی قطع کردن
    • هر شب نوشتنِ این‌که فردا قرار است روی چه فعالیت‌هایی وقت بگذارید
    • صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شدن و از آرامش ابتدای صبح به نفع خود استفاده کردن
    • ۱۰ انگشتی تایپ کردن (فارسی و انگلیسی، بدون نگاه کردن به کی‌برد)
    • و…

    همان‌طور که می‌بینید، ‌خیلی چیزها هست که می‌تواند برای کارایی شما مناسب باشد و اگر به عادت تبدیل شود، شما را به یک بمب کارایی تبدیل خواهد کرد. همۀ‌ اینها یکباره تبدیل به عادت نخواهند شد، اما می‌توانید از مهم‌ترین‌ها شروع کنید و با هر روز و قدم به قدم انجام دادن آنها، زمانی می‌رسد که می‌بینید بدون فکر کردن و به شکل اتوماتیک،‌ در حال اجرای آنها هستید. لقمه‌های بعدی، شما را در انتخاب رفتارهای مناسب برای تبدیل آنها به عادت‌های پشتیبانِ کارایی، بیشتر کمک خواهند کرد. فقط در ابتدا لازم است بدانید که «عادت» کردن به این رفتارها مهم است، و اینکه این رفتارها یک‌شبه تبدیل به عادت نمی‌شوند. پس ادامه بدهید!

    نکته: برای این‌که زودتر و خوشایندتر یک رفتار را به عادت تبدیل کنید، هر بار که آن رفتار را انجام می‌دهید به خودتان پاداش بدهید. پاداش قرار نیست یک چیز بزرگ باشد! می‌توانید شکلاتی را تکه‌تکه کنید و در ازای هر بار انجام آن رفتار، یک تکه از آن را بخورید. می‌توانید میوه‌ای را چند قسمت کنید و همین روش را انجام بدهید. می‌توانید خودتان را در آغوش بگیرید و یک «ای‌ول!» به خودتان بگویید. در هر حال، یادتان باشد که شما با یک «کودک درونِ» ۳ تا ۵ ساله سروکار دارید که او باید خوشحال شود تا رفتار شما را به عادت تبدیل کند. پس او را خوشحال کنید!

    ▫️علی‌اکبر قزوینی


    کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل: ۱۰۱ نکتۀ کوتاه و کاملاً کاربردی برای به انجام رساندن کارهای روزانه، به‌ویژه برای کارآفرینان اینترنتی»

    کتاب رایگان «لقمه کردن فیل» را همین حالا دانلود کنید و با ۱۰۰ روش دیگر برای لقمه کردن فیل آشنا شوید!

  • کتاب الکترونیک: لقمه کردن فیل…!

    کتاب الکترونیک: لقمه کردن فیل…!

    چیستان‌مانندی است که می‌پرسد: «یک فیل را چطور می‌شود خورد؟» و پاسخ این است که: «لقمه‌لقمه!»

    واقعیت این است که «قطره‌قطره» جمع گردد،‌ وانگهی «دریا» شود؛ و همیشه همین‌طور بوده است. بگذارید سه جمله را در این زمینه از بزرگان نقل کنم:

    • «کارهای بزرگ با فورانی از انگیزش انجام نمی‌شوند، بلکه با کنار هم قرار گرفتن چیزهایی کوچک است که به سرانجام می‌رسند.»
    • «کارهای کوچکی که هر روز انجام می‌دهید، در ساختنِ زندگیِ شما بیشتر نقش دارند تا کارهای بزرگی که هرازگاهی انجام می‌دهید.»
    • «یک تفاوت انسان‌های موفق و ناموفق این است که موفق‌ها، کاری را که باید، در زمانی که لازم است، انجام می‌دهند؛ هر حس و حالی که داشته باشند.»

    چرا گاهی وقت‌ها برنامه‌ریزی روزانه با موفقیت انجام نمی‌شود؟

    شاید از ارزش کارهای کوچکِ پیوسته و هرروزه آگاه نیستیم؛ یا راهش را نمی‌دانیم. همۀ ما دوست داریم با عرق ریختنِ کمتر، تقلای کمتر و زحمت کمتر، نتایج بهتری بگیریم. شاید بارها شده در ابتدای صبح تصمیم گرفته‌اید یک روز دل‌انگیز و پُربازده را آغاز کنید، اما وقتی روز به انتها رسیده، احساس کرده‌اید فعالیت‌هایتان و کارهایتان در آن روز بیشتر از جنس وقت‌کُشی بوده تا کار مفید. یا از جنسِ تند و تند کارهای فوری انجام دادن بوده تا انجام کاری عمیق و باارزش. و حس خیلی بدی است که آدم احساس کند روزی بر او گذشته و کاری مفید نکرده است.

    همۀ ما دوست داریم با عرق ریختنِ کمتر، تقلای کمتر و زحمت کمتر، نتایج بهتری بگیریم.

    شاید تصور کنید برنامه‌ریزی روزانه و کار مفید و با بازده خوب انجام دادن، سخت است؛ و شاید برای فرار از این سختی است که گاهی الکی در خانه یا محل کار می‌چرخید، وقت‌کشی می‌کنید و با دوستان و همکاران غیبت می‌کنید و حرف‌های خاله‌زنکی می‌زنید، تلویزیون را از این کانال به آن کانال می‌زنید، ایمیل‌های صد من یک غاز می‌خوانید و در میان صفحات وب، بیهوده می‌گردید بی‌آن‌که هدف خاصی داشته باشید یا دنبال مطلب مفیدی باشید. یا تند و تند کارهای روتین و خسته‌کننده و فوری‌ای را انجام می‌دهید که آخر روز خودتان هم نمی‌دانید حاصل آن همه کار برای خودتان، کسب‌وکارتان یا شرکت‌تان چه بوده است.

    «جهان دیگر جای امنی برای کارمندان نیست»

    برنامه‌ریزی روزانه و بالا بردن بازدهی کار، فقط با کمی هوشمندانه‌تر کار کردن و رعایت نکاتی ساده اما بسیار موثر، حاصل می‌شود. اما برنامه‌ریزی روزانه و بالا بردن بازدهیِ کارهایی که انجام می‌دهید، منفعت بزرگ‌تری هم برایتان دارد. «رابرت کیوساکی»، نویسندۀ مشهورِ کتاب پرفروش «پدر پولدار، پدر بی‌پول»، به‌صراحت می‌گوید: «جهان دیگر جای امنی برای کارمندان نیست.» و منظور او از کارمند، کسی است که تفکر کارمندی دارد؛ به این معنا که تصور می‌کند با قرار دادن بخشی از ساعت‌های زندگی‌اش در اختیار یک شرکت یا سازمان یا اداره، آن نهاد قادر است حقوق او را تأمین کند و خیالش را بابت معاش، راحت.

    اگر افراد یاد نگرفته و عادت نکرده باشند که کارشان را بر مبنای «نتیجه» (نه ساعات کاری) و با «روحیۀ کارآفرینی» انجام بدهند، روزگار سختی را در پیش خواهند داشت. به قول رابرت کیوساکی،‌ «دیگر چیزی به عنوان یک شغل امن و مطمئن وجود ندارد.»

    شاید تا ۱۰ یا ۲۰ سال پیش چنین تصوری دور از واقعیت نبود، اما اکنون واقیعت عوض شده است. در همه جای جهان، کم نیستند کسانی که پس از سال‌ها کار برای جایی، عذرشان خواسته می‌شود؛ و آنها اگر یاد نگرفته و عادت نکرده باشند که کارشان را با برنامه‌ریزی روزانه درست، بر مبنای «نتیجه» (نه ساعات کاری)، و با «روحیۀ کارآفرینی» انجام بدهند، روزگار سختی را در پیش خواهند داشت. باز هم به قول رابرت کیوساکی،‌ «دیگر چیزی به عنوان یک شغل امن و مطمئن وجود ندارد.»

    کسی که در پی یک زندگی مطمئن از لحاظ مالی است، می‌داند که به جای رفتن در پی «امنیت شغلی» و چشم داشتن به کمکِ دولت و این و آن، باید خودش آستین بالا بزند، کاری برای خودش دست و پا کند و جریان و جریان‌های درآمد برای خودش بسازد. «دنیا به کارآفرین‌های بیشتری نیاز دارد»، این جمله هم باز از کیوساکی است.

    یک مهارت مهم برای کارآفرینی

    یکی از مهارت‌های مهم برای کارآفرینی، تواناییِ برنامه‌ریزی روزانه، مدیریت بر خود و انجام دادن کارها با بازده بالاست. برای آشنایی با این مهارت ارزشمند، کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل: ۱۰۱ نکتۀ کوتاه و کاملاً کاربردی برای به انجام رساندن کارهای روزانه» را نوشته‌ام. مطمئن باشید حتی با اجرا کردن و به کار بستن یکی از این نکته‌ها هم بازدهی کار شما و احساس شما از مفید بودن روزتان بالاتر می‌رود. شما می‌توانید هر تعداد از این نکات را که بیشتر به کار شما می‌آید، بگیرید و در کارتان اجرا کنید.

    برنامه‌ریزی روزانه ــ کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل: ۱۰۱ نکتۀ کوتاه و کاملاً کاربردی برای به انجام رساندن کارهای روزانه، به‌ویژه برای کارآفرینان اینترنتی»

    و چرا این‌قدر روی «اجرای نکات» تاکید می‌کنیم؟ چون به‌قول محمود معظمی، استادی که از او بسیار آموخته‌ام و همچنان می‌آموزم: «ما فقط زمانی چیزی را می‌دانیم که داریم آن را اجرا می‌کنیم. وگرنه، یا آن را خوانده‌ایم، یا شنیده‌ایم، و یا فکر می‌کنیم که می‌دانیم!»

    این نکات برای برنامه‌ریزی روزانه و اجرا و به انجام رساندن کارها هرچند برای هر کاری قابل استفاده‌اند، اما بیشترین تمرکز بر کارهایی است که در یک «دفتر کار» یا به اصطلاح office انجام می‌شوند و معمولاً با کامپیوتر سروکار دارند؛‌ حالا این دفتر کار می‌تواند جایی باشد که شما برای شخص دیگری کار می‌کنید، می‌تواند دفتر خودتان باشد، یا حتی میزی همراه کامپیوتر در گوشۀ خانه که با آن به یک کارآفرینیِ پاره‌وقت مشغول هستید.

    خبر خوش!

    و خبر خوش این است که امروزه با همگانی شدن کامپیوتر و در دسترس قرار گرفتن اینترنت، کارآفرینی از همیشه ساده‌تر شده است (اما نه آن‌قدرساده که هر کسی یک‌شبه میلیونر شود؛ اصول اساسی موفقیت تغییر نکرده است و یکی از آن اصول،‌ می‌گوید که برای موفقیت آسانسور وجود ندارد اما می‌شود پله‌ها را یکی‌یکی طی کرد و به موفقیت رسید).

    کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل: ۱۰۱ نکتۀ کوتاه و کاملاً کاربردی برای به انجام رساندن کارهای روزانه، به‌ویژه برای کارآفرینان اینترنتی»

    به هر روی، امروزه تنها با یک لپ‌تاپِ متصل به ایترنت، دنیای کسب‌وکار زیر دستان شماست و برای استخراج طلا از این معدنِ سرشار، آن‌چه نیاز دارید:

    ۱. دانش و اطلاعاتِ درست، و
    ۲. به کار بستن آنها و تبدیل آنها به مهارت‌های کاربردی است.

    یکی از آنها، تواناییِ لقمه کردن فیل است. به همین منظور، کتاب الکترونیک «لقمه کردن فیل» منتشر و به عنوان هدیه (برای دانلود رایگان) عرضه شده است که از این لینک (به‌زودی افزوده می‌شود) می‌توانید هم‌اکنون این کتاب الکترونیک را دریافت کنید.

    ▫️علی‌اکبر قزوینی

  • پایانِ گو.گل (و معنای آن برای ما)

    پایانِ گو.گل (و معنای آن برای ما)

    کسانی که با تولید و نشر محتوا سروکار دارند، حتماً با سرویس‌های کوتاه‌کنندهٔ لینک آشنا هستند. این سرویس‌ها قادرند لینک‌های بلند را ــ که ممکن است کپی و پیست آنها در مثلاً شبکه‌های اجتماعی (نظیر تلگرام) زیبا نباشد یا از محدودیت تعداد کاراکترهای مجاز فراتر برود ــ کوتاه کنند.

    نیز در خصوص لینک‌هایی که عباراتِ فارسی در آنها هست، این کوتاه‌کننده‌های لینک بسیار کارآمدند؛ چون ترکیبی از فارسی و لاتین در نشانی یا url مطلب، و چپ به راست بودن لاتین و عکسِ آن در فارسی، کپی و پیست این معجون را دچار اشکال می‌کند. (بین عُلمای سئو یا همان SEO ــ دانش و هنرِ بهینه کردن محتوا برای دیده شدن در موتورهای جست‌وجو ــ البته اتفاقِ نظر نیست، اما برای سایت‌هایی با محتوای فارسی بهتر است (یا حداقل من به این نتیجه رسیده‌ام) که استفاده از عبارات فارسی در لینک بهتر است.)

    در هر صورت، از این مقدمات که بگذریم، یکی از پرطرفدارترین سرویس‌های کوتاه‌کنندهٔ لینک، متعلق به گوگل است (یا بهتر است بگوییم «بود») با نشانی goo.gl

    اما از کمتر از یک ماه پیش، یعنی از ۳۰ مارس ۲۰۱۸ (۱۰ فروردین ۱۳۹۷)، پشتیبانی از این سرویس قطع شده است و از ۱۳ آوریل (۲۴ فروردین) هم فقط کسانی که قبلاً مشترک این سرویس بودند،‌ می‌توانند همچنان از آن استفاده کنند. و البته از ۳۰ مارس ۲۰۱۹ (۱۰ فروردین ۱۳۹۸)، کلاً این سرویس گوگل قطع خواهد شد و همچون دیگر سرویس پرطرفدار این شرکت (گوگل ریدر، Google Reader که مخصوص خواندن خوراک‌ها یا فیدهای RSS بود) به تاریخ خواهد پیوست. این بیانیهٔ کوتاه گوگل است دربارهٔ این تغییرات:

    Starting March 30, 2018, we will be turning down support for goo.gl URL shortener. From April 13, 2018 only existing users will be able to create short links on the goo.gl console. You will be able to view your analytics data and download your short link information in csv format for up to one year, until March 30, 2019, when we will discontinue goo.gl. Previously created links will continue to redirect to their intended destination. Please see this blog post for more details.

    اما این خبرها، فارغ از اصطلاحات تکنیکی، چه پیامی برای ما دارد؟

    پیامش برای ما این است که خانه‌مان را روی آب بنا نکنیم!

    یعنی چه؟

    یعنی اینکه محافظت از تمامِ داشته‌های دیجیتال‌مان را به دیگران (حتی شرکت‌های بزرگی مثل گوگل و اپل) واگذار نکنیم و برای خدمت‌رسانی، فقط متکی به آنها نباشیم.

    اگر نوشتن و اثرگذاری بر جهان برای ما مهم است، داشتن سایت اختصاصی را جدی بگیریم، و مهم‌تر از آن، حتماً در قالب‌های غیردیجیتال هم محتوا تولید کنیم.

    اگر کتاب‌های ما فقط دیجیتال باشند و حتی اگر روی آمازون از طریق کیندل (کتابخوان الکترونیکی اختصاصی این شرکت) هم عرضه شوند، فرداروزی که آمازون نباشد، کتاب ما هم نخواهد بود. اگر آمازون‌مانندی در زمان مولانا بود و او مثنوی‌اش را روی آن عرضه کرده بود و حالا آن شرکت نبود و فرمت اختصاصی‌اش هم قابل خواندن نبود، ما هم به مثنوی دسترسی نداشتیم. در حالی که امروزه در موزهٔ مولانا در قونیهٔ ترکیه، می‌توانیم قدیمی‌ترین نسخه‌های مثنوی را هم، که روی کاغذ نوشته شده، ببینیم و بخوانیم.

    حتی صوت و ویدیو هم که این روزها در بازار تولید محتوا این همه طرفدار دارند، ممکن است فرداروزی با از بین رفتن دیتاسنترهای عظیم یا تغییر فرمت‌ها، قابل دسترسی نباشند.

    در میان همهٔ روش‌های تولید محتوا، هنوز نوشتن حرف اول را می‌زند و در میان تمام فرم‌های عرضهٔ محتوای نوشته‌شده (مکتوب)، هنوز کتاب چاپی رقیب ندارد. (و انشاءالله به کوریِ چشم جف بزوس ــ مدیر آمازون که زمانی از او نقل شده بود کمر به قتل کتاب‌های چاپی بسته است ــ همچنان بی‌رقیب خواهد ماند!)

    شما چه نظری دارید؟ آیا کتاب‌های چاپی را ترجیح می‌دهید یا دیجیتال را؟ دلیل شما برای انتخابتان چیست؟ لطفاً در بخش نظرات بنویسید تا از هم یاد بگیریم.

    راستی، با پایان گو.گل، من به سمت استفاده از سرویس bit.ly رفته‌ام. دلیل خاصی هم نداشتم جز اینکه لینک‌های کوتاه‌شده با این سرویس را زیاد این‌ور و آن‌ور دیده‌ام 🙂 شما کدام سرویس را به جای گو.گل استفاده می‌کنید؟ این را هم در بخش نظرات اگر دوست داشتید، بنویسید 🙂

    ▫️علی‌اکبر قزوینی

  • این عکس برای من هزاران معنا دارد…

    این عکس برای من هزاران معنا دارد…

    نه، اینجا تهران نیست با اینکه تابلوِ «ارز تهران» در زمینه به‌خوبی دیده می‌شود. داستانِ دلار و نوساناتِ آن هم نیست. اینجا تورنتو است در کانادا، شهری آرام و دلپذیر، که امروز در آن یک نفر با یک ونِ سفید، مردم را در پیاده‌رو زیر گرفته و عده‌ای را کشته و جمعی دیگر را مجروح کرده است.

    اما من با این خبر و با این عکس‌ها یک ارتباط شخصی دارم چون محل حادثه، تنها چندصد متر با محل زندگی من فاصله دارد؛ جایی که بارها پیاده از آن گذر کرده‌ام و یکی از تقاطع‌های مشهور و پرجنب‌وجوشِ تورنتو است.

    و با خودم فکر می‌کنم، اگر من در زمان حادثه آنجا بودم، چه اتفاقی ممکن بود بیفتد؟ می‌اندیشم که زندگی، زندگیِ هیچ‌کس را از هیچ لحاظ گارانتی نکرده است. هر لحظه ممکن است به هر دلیلی، زندگی ما به پایان برسد یا وارد مسیر دیگری شود. زلزله‌ها…

    و به یاد می‌آورم که در کتاب پرمغز و خواندنیِ راهبی که فراری‌اش را فروخت، که پارسال انگلیسیِ آن را در اتوبوس‌ها و کافه‌های تورنتو تمام کردم، با این ذهنیت آدم‌های موفق آشنا شدم: Deathbed mentality، یعنی نگرشِ «بستر مرگ».

    نه اینکه بخواهیم مدام به مرگ و نیستی فکر کنیم و کام‌مان را تلخ کنیم، بلکه مثلاً هر صبح، هنگام سکوت در معبد شخصی‌مان، لحظاتی به این فکر کنیم که اگر امروز آخرین روز زندگی‌مان باشد، آن را چطور سپری می‌کنیم.

    من بارها و بارها این نگرش را در ابتدای صبح زندگی کرده‌ام. پیشنهاد می‌کنم شما هم امتحان کنید. چشمِ جانِ آدم خیلی باز می‌شود.

    …اما هنوز، وقتی عکس‌های اتفاق تورنتو را نگاه می‌کنم که از رگ گردن به من نزدیک‌تر بود، عرق سردی بر تمام بدنم می‌نشیند. زندگی در یک لحظه می‌تواند وارد مسیری دیگر شود. قدرِ زندگی و قدرِ لحظه‌های زندگی را بدانیم… می‌دانیم؟

    ▫️علی‌اکبر قزوینی

  • یک خطای بزرگِ کارآفرینان

    امروز در یکی از برنامه‌های صداوسیما، کارشناس محترمی داشت دربارهٔ مزایا و محسّنات و امکانات پیام‌‌رسان‌های داخلی صحبت می‌کرد. جایی از صحبت‌ها، ایشان اشاره کرد که خوب است مردم ببیند که چه جوان‌هایی با چه ذوق و شوق و علاقه‌ای روی این پیام‌رسان‌ها کار می‌کنند و چقدر زحمت می‌کشند و چقدر عرق می‌ریزند (نقل به مضمون). زمانی که این صحبت‌ها را شنیدم، یاد یک خطای بزرگ افتادم که بسیاری از کارآفرین‌ها و کسانی که غرق شغل رؤیایی خود هستند، دچارش می‌شوند.

    آن خطا این است:

    علاقهٔ بیش از حد به محصول یا خدمت خود (و تصورِ اینکه چون من خیلی دارم روی آن وقت می‌گذارم و زحمت می‌کشم، پس مردم هم باید قدر زحمات و تلاش‌های مرا بدانند و این محصول یا خدمت را بخرند.)

    و حاصلِ این تصور چه خواهد بود؟

    سرخوردگی (اگر که تصورات ما درست نباشد و مردم، به هر دلیلی، علاقه به خرید یا استفاده از محصول و خدمت ما نداشته باشند.)

    در خصوص پیام‌‌رسان‌های داخلی، قبلاً نوشته بودم که به‌شخصه چرا ــ دست‌کم در حال حاضر ــ تمایل و علاقه‌ای به استفاده از آنها ندارم. الان هم قرار نیست نظر من با دانستنِ اینکه چه تیمی عاشقانه روی این محصولات عرق می‌ریزند، عوض شود. خب عرق نریزند و زحمت نکشند! کارآفرین حق ندارد بابت زحماتش ــ که بی‌تردید در پی منفعت مادی برای خویش است و این هم اصلاً غیراخلاقی نیست و بلکه کاملاً طبیعی است ــ سرِ مردم و خریدارانِ بالقوه و بالفعل، منّت بگذارد.

    نخستین درسِ فروش، که از استاد بی‌نظیرم محمود معظمی آموخته‌ام، این است: مشتری به دلایلِ خودش می‌خرد!

    کاری کنیم که مشتری به دلایل درستی برای خرید محصول و خدمت ما برسد. و در هر حالی، سر او منّت نگذاریم که حالا که من این همه زحمت کشیده‌ام، تو چرا نمی‌خری؟!

    ▫️علی‌اکبر قزوینی

  • آیا پایان تلگرام، پایانِ دنیاست؟

    آیا پایان تلگرام، پایانِ دنیاست؟

    این روزها مدام در کانال‌های مختلف تلگرامی می‌بینیم و می‌خوانیم پست‌هایی را که به مخاطبان خود اعلام می‌کنند در صورت مسدود شدن تلگرام، برای حفظ ارتباط چه باید کرد. آدم یاد داستان‌های کتاب مقدس می‌افتد. گویی قرار است بلایی، طوفانی، عذابی آسمانی نازل شود و همه در حال وصیت کردن هستند. اما آیا بر فرض در صورت به کار گرفتن شدید‌ترین تمهیدات برای جلوگیری از اتصال ایرانی‌های داخل ایران به تلگرام، دنیا به پایان خواهد رسید؟

    طی چند سال اخیر، اینترنت در ایران تقریباً در تلگرام و اینستاگرام خلاصه شده است. یک علتش آن است که راه آشنایی بسیاری از افراد با اینترنت و اتصال آنها به شبکه جهانی، از طریق این دو اپلیکیشن بوده است. اما اینترنت بسیار فراتر از این دو جزیرهٔ هرچند بزرگ و پرجمعیت است.

    اینترنتِ واقعی را صفحات وب می‌سازند که تودرتو به هم پیوسته‌اند و در موتورهای جست‌وجو هم ثبت (ایندکس) می‌شوند. دست‌کم در حال حاضر، هیچ‌یک از این همه پست‌ها در کانال‌های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی، قابل جست‌وجو و یافتن در گوگل نیستند. پس آن که می‌خواهد نقشی از خود در دنیای آنلاین حک کند، به این اپ‌ها اکتفا نمی‌کند و حتماً سایتی برای خویش دست‌وپا می‌کند. و حتماً فراهم کردن فهرست ایمیل و ایمیل مارکتینگ را جدی می‌گیرد.

    و آن که می‌خواهد نقشی از خود در جهان حک کند، به سایت هم ــ که پریدنش به یک باگ در دیتاسنترهای عظیم بند است ــ اکتفا نمی‌کند و کتاب می‌نویسد. خیلی از سایت‌های امروز با تمام اطلاعاتشان، شاید ۱۰۰ سال دیگر نباشند، اما هنوز ما کتاب‌هایی از هزاران سال پیش را در دسترس داریم؛ و کتاب‌های چاپی ما هم برای آیندگان خواهند ماند.

    در این میانه اما کارکرد شبکه‌هایی مثل تلگرام، چیزهای دیگری است و حتی اگر دسترسی به آن مسدود شود، جامعهٔ خلاق و جست‌وجوگر ایرانی راهی دیگر خواهد یافت. در این مسیر فقط انرژی‌ای که می‌توانست صرف ارزش‌آفرینی و پول‌سازی بیشتر و کمک به اقتصاد ایران شود، در جاهای دیگری هرز خواهد رفت. با چنین رویکردی، که همواره هراس و ترس همچون شمشیر داموکلس بالای سر کارآفرین ایرانی پرواز می‌کند، اقتصاد ایران هرگز مثل اقتصاد کانادا که چه عرض کنم، تصویر کمرنگی از اقتصاد کشورهایی امثال ارمنستان هم نخواهد شد.

    در همین زمینه، خواندن این پست زیر از دکتر علیرضا مجیدی را هم پیشنهاد می‌کنم.

    ▫️علی‌اکبر قزوینی