کارآفرینی یا کارمندی؟ این سؤالی است که این روزها خیلی از ما از خودمان میپرسیم. واقعیت این است که دنیا تغییر کرده؛ و بهویژه معنا و مفهوم کارمندی دیگر آن چیزی نیست که حتی ۱۰ سال پیش بود. این مقاله، این تغییرات ظریف و در عین حال عمیق را تشریح میکند و به شما کمک میکند دید بهتری دربارۀ رویکرد پرطرفدار «کارآفرینی» پیدا کنید.
واقعیت این است که کارآفرین بودن را نادرست به ما نشان دادهاند. فکر میکنیم برای کارآفرینی، باید حتماً ریسکهای عجیب و غریب بکنیم، چند بار ورشسکت شویم، حسابی بالا و پایین شویم و دنیا تابمان بدهد تا بشود به ما گفت «کارآفرین». اما حتی برخی از بزرگترین کارآفرینان دنیا ــ مثل بیل گیتس ــ هم احتیاطهای لازم را لحاظ میکردند: بیگدار به آب نمیزدند و کلهخری پیش نمیرفتند. این مقاله، دربارۀ این موضوع، و همچنین «خلاقیت» که ارتباطی تنگاتنک با کارآرفرینی دارد صحبت میکند، و سه کتاب ارزشمند را که میتواند به کار شما بیاید معرفی میکند.
پرداخت دستمزد بر اساس تعداد ساعاتی که یک نفر کار کرده است، معمولترین روش برای محاسبۀ حقوق است. اما این روش، که شاید زمانی پاسخی خوب برای شرایط و نیازهای جامعه بوده است، در عصر حاضر روزبهروز بیشتر کارایی خود را از دست میدهد. اگر میخواهید ثروتمند شوید، لازم است تفکر خود را در خصوص «دریافت دستمزد ساعتی» تغییر بدهید. این مقاله، رویکردی تازه را به شما معرفی میکند.
وقتی بلندگوی قطار مترو اعلام میکند که به ایستگاه مصلّی رسیدهایم و درها باز میشوند، انبوهی از جمعیت از قطار بیرون میآیند و ردّشان را اگر پی بگیری، میبینی که تابلوهای «به طرف نمایشگاه کتاب» را دنبال میکنند تا در نهایت سر از محوطۀ مصلای تهران درآورند که در اردیبهشتی دیگر، میزبان بزرگترین و شاید مهمترین رویداد فرهنگی در ایران است.
