۱. رسیدن به خیلی چیزها در زندگی، بدون پول شدنی اما بسیار زمانبر است. پول، مثل جریانِ خونِ تازه در رگهای زندگی است.
شرایط سخت و دشوار و بحرانی، هرازگاهی ممکن است سر برسند. کنترل برخی سختیها و بحرانها از پیش در دستان خود فرد است و میتواند کاری کند که آن سختی بر او حادث نشود، گاهی هم از اختیار او خارج است. در هر دو حالت، وقتی انسان در شرایط سخت قرار میگیرد، وضعیت با شرایطی که همه چیز عالی و مطابق میل است، تفاوت دارد. در چنین اوقاتی چه نگرشی باید داشت و چه راهکارهایی باید در پیش گرفت تا نهتنها سختیها و شداید ما را اذیت نکند، بلکه حتی شکوفا و شکوفاتر هم شویم؟ در ادامه، ۶ نگرش و راهکار عالی که بر اساس مطالعه و تجربه به آنها رسیدهام و برای من و هزاران نفر دیگر کار کرده و اثرگذار بوده است را برای شما شرح میدهم.
امروز هوای تهران گرم بود، بهشدت گرم. این شدت گرما را بدون هیچ دماسنجی هم میشد حس کرد. نوشیدن لیوانی آبانار خنک یا ترکیبی از عرقیجات ایرانی همراه با یخ در کافهای در کنار خیابان، فقط برای لحظاتی میتوانست از شدتِ هُرم گرما کم کند. زیر آفتاب، زیر آفتابِ پرشدتِ تابستانِ تهران در این تیرماه ۹۷، آدم احساس میکرد در حال پختن است.
نه، اینجا تهران نیست با اینکه تابلوِ «ارز تهران» در زمینه بهخوبی دیده میشود. داستانِ دلار و نوساناتِ آن هم نیست. اینجا تورنتو است در کانادا، شهری آرام و دلپذیر، که امروز در آن یک نفر با یک ونِ سفید، مردم را در پیادهرو زیر گرفته و عدهای را کشته و جمعی دیگر را مجروح کرده است.
میخواهید بیشتر پول درآورید؟ کیست که دلش نخواهد! در اینترنت و این ور و آن رو هم پُر است از آموزشهایی برای بیشتر پول درآوردن. سکهای روی سکه گذاشتن. حساب بانکی را چاقتر کردن. این یکی قول میدهد در ۳۰ روز پولدار شوید و آن یکی شما را یک ساله پولدار میکند. هدف همه شده پول. پول که باشد، انگار همهٔ مشکلات حل شده است.
انسان دربارهٔ معنای زندگی میپرسد و میخواهد به پاسخ برسد. او زمانی که به زندگی و به این همه طلوع و غروب، کار و فراغت، آمدن و رفتن، و زادن و مردن میاندیشد، میگوید: «ربّنا ما خلقت هذا باطلا» (خداوندا، تو اینهمه را بیهوده نیافریدهای). او «درد»ی را در وجود خود میبیند و در پی درمان آن برمیآید. همانطور که شاعر میفرماید: «مرد را دردی اگر باشد خوش است.»
خبر را حتماً شنیدهاید. اینکه سنای آمریکا تحریمها علیه ایران را برای ده سال دیگر تمدید کرد. حالا بحثهای دوستانه و دورهمی و خانوادگی و دفاتر کار و غیره پر میشود از تحلیلهای سیاسی راجع به تحریم و قیمت دلار و اینکه چه خواهد شد و اوه اوه اوه!
بامداد پس از اینکه از خواب برخاسته و دست و رو شستهام، لیوان شیر را داخل مایکروفر میگذارم تا داغ شود. در دو دقیقهای که تا داغ شدن شیر مانده، تسبیحام را برمیدارم و ذکر «من خودم را دوست دارم» را میگویم. با تمام کردن صدمین دانۀ تسبیح، بوق مایکروفر هم به نشانۀ تمام شدن کارش به صدا در میآید.
